دی ۲۷

امام حسین (ع) برای کشتن و یا کشته شدن حرکت نکرد، قیام او برای از بین بردن جاهلیت بود و نه جاهل. با این نگاه کربلایک زمین نیست بلکه زمینه‌ای است برای تمام حرکت‌های حق‌طلبانه که با هدف از بین بردن جهل به وجود آمده‌اند.

به گزارش روابط عمومی انتشارات هزاره ققنوس به نقل از خبرگزاری قرآن (ایکنا) : هم‌زمان با آغاز ماه محرم و ایام عاشورا و تاسوعای حسینی، کارگاه مطالعه موضوعی نهج‌البلاغه با عنوان «عاشورا؛ کارگاه عملیاتی نهج‌البلاغه» با سخنرانی ابوالقاسم حسینجانی، نویسنده و پژوهشگر شب پنج‌شنبه ۲۵ آبان‌ماه، در محل انتشارات هزاره ققنوس برگزار شد.

بنابر این گزارش، حسینجانی در این نشست به بیان سخنانی درباره جنبه‌های نظری قیام اباعبدالله الحسین (ع) از نگاه نهج‌البلاغه و موضوعاتی چون اندیشه آفرینی و فکر آفرینی در نهج‌البلاغه پرداخت و نیز تعریف‌ها و باز تعریف‌های مفاهیمی چون مرگ و حیات، حق و باطل، عزت و ذلت و… را در مکتب عاشورای حسینی مورد بررسی و تبیین قرار داد.

حیات و مرگ در نهج‌البلاغه

وی در بخشی از سخنان خود در تشریح معنای حیات و مرگ از منظر امام علی (ع) پرداخت و گفت امام (ع) در بخشی از خطبه ۵۱ نهج‌البلاغه خطبه می‌فرمایند: «فَالْمَوْتُ فى حَیاتِکُمْ مَقْهُورینَ، وَالْحَیاهُ فى مَوْتِکُمْ قاهِرینَ. »مرگ شما در حیات دشمن است و زندگی شما در پیروزی بر دشمن بر مبنای این کلام تمام کسانی که دیگران برای آنان تصمیم می‌گیرند، مستعمره‌اند و حیات واقعی آن است که ولو آن که جان دهیمم اما مانع فکری نداشته باشیم. به عبارت دیگر آن‌هایی زنده‌اند که تمام موانع فکری را از میان بردارند.

این محقق و پژوهشگر در بخشی از سخنان خود با اشاره به این که بسیاری از تعاریف مفاهیم مطرح شده در دانشنامه‌ها و فرهنگنامه‌های ما در باب حق و باطل، مرگ و حیات و … در حقیقت علم نیستند و نیاز به باز تعریف دارند، عنوان کرد: بر اساس تعالیم امام علی (ع) در نهج‌البلاغه، علم همان عمل است و هرکس که چیزی را می‌داند و عملیاتی نمی‌کند، عیناً جاهل است؛ «لاتَجْعَلُوا عِلْمَکُمْ جَهْلاً، وَ یَقینَکُمْ شَکّاً. اِذا عَلِمْتُمْ فَاعْمَلُوا، وَ اِذا تَیَقَّنْتُمْ فَاَقْدِمُوا. » (حکمت ۲۷۴). آن حضرت فرمود: دانش خود را جهل، و یقینتان را تردید قرار ندهید.زمانى که دانستید عمـل کنید، و هرگاه یقین کردید اقـدام نمایید.

باز تعریف منکر و معروف

حسینجانی با اشاره به کلام امام حسین (ع) «ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر» درباره فلسفه قیام خویش عنوان کرد: معروف به معنای تعریف شده و منکر به معنای چیزی است که برای ما ناآشناست از نگاهی دیگر معروف یعنی تعریف شده و منکر یعنی ناشناخته مثلاً دروغ یک فعل و عمل ناشناخته برای انسان است.؛ عاشورای حسینی آمده بود تا جلوی تحریف اسلام را بگیرد، اما به دلیل بدفهمی‌هایی که از آن شد، خود تحریفاتی پیدا کرد؛ چه اینکه برای مثال در چنین روزی دقیقاً در خود بین‌الحرمین مراسم قمه‌زنی میلیونی اتفاق می‌افتد!

شاید خیلی از ما نمی‌دانیم پرچم سیاه و روضه خواند تنها کاری بود که در خفقان ایجاد شده توسط حاکمان زمان از دست امامان ما بر می‌آمد. اما اکنون همین حداقل کار برای ما شده است اولویت اصلی و آن کار اصلی که برداشتن موانع فکری است را فراموش کرده‌ایم.

با این نگاه وقتی می‌گوییم زینب عقیله بنی هاشم باید بدانیم داریم از زنی حرف می‌زنیم که عاقل‌ترین فرد بنی هاشم است. این زن بعنوان عاقل‌ترین فرد بنی هاشم همراه با ابی عبدالله به کربلا آمده و در مجلس یزید آن سخنرانی تأثیر گذار را انجام می‌دهد.

شاید به تعبیری بتوان گفت همین بدفهمی‌هاست که سبب شده فلسفه حرکت و قیام امام حسین از ریل و شبکه حرکتی خود خارج شده. بر این اساس همان‌طور که قطار خارج از ریل و شبکه حرکتی خود قطار نیست، امام حسین (ع) خارج شده از شبکه حرکتی خود دیگر آن امام حسین (ع) واقعی نیست.

همان‌طور که نمی‌توان با قطاری که به سوی جهنم می‌رود به بهشت رفت در حکمت یزید هم نمی‌توان مسلمان ماند.

وی با بیان اینکه امام حسین (ع) برای احیای حق و عمل بدان قیام می‌کنند، با اشاره به قسمتی از سخنان آن حضرت درباره سبب قیامشان اظهار کرد: امام می‌فرمایند: «ألا ترون إلی الحق لا یعمل به و الی الباطل لا یتناهی عنه»؛ حال باید دید معنای حق از منظر قرآن چیست که مطابق گفتار نورانی امام (ع) متروک مانده است. مطابق بیان قرآن (رعد/۱۷) حق چیزی است که به درد «ناس» یعنی همه مردم جهان بخورد و اگر به درد همه مردم نخورد، حق نیست.

اسلام توده‌ای‌ترین مکتب روی زمین است

این نویسنده و محقق با اشاره به مثال قرآن در آیه شریفه ۱۷ از سوره رعد درباره حق و باطل و تشبیه آن‌ها به آب و کفی که هنگام جاری شدن باران شدید و سیلاب به وجود می‌آید تصریح کرد: بر مبنای این مثل قرآنی حق به معنای آرامش است و چیزی است که برای همه مردم جهان مفید است و کسانی که حق را محدود و مقید تعریف می‌کنند، یا اشتباه می‌کنند و یا خطا و عنادی دارند. اسلام و قرآن توده‌ای‌ترین مرام و مکتب روی زمین است و هیچ کس در هیچ جای تاریخ چنین تعریفی از حق ارائه نکرده است.

مرگ و شهادت از منظر حضرت سیدالشهداء (ع)

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به مفهوم مرگ و شهادت از منظر حضرت سیدالشهداء (ع) بیان کرد: شهادت مدیریت مرگ از سوی انسان‌های رسیده و واصل است و آنان با مدیریت مرگ خود می‌خواهند زندگی دیگران را هم معنا کرده و نجات دهند. امام (ع) خود تصریح می‌کنند که «فَإنِّی‌ لاَأَرَی‌ الْمَوْتَ إلاَّ سَعَادَه، وَلاَ الْحَیَوه مَعَ الظَّالِمِینَ إلاَّ بَرَمـًا»؛ امام (ع) مرگ را جز خوشبختی نمی‌بیند و جالب است که از «دیدن» سخن می‌گوید و نه از دانستن.

حسینجانی با بیان این که امام حسین (ع) نه برای کشتن و نه برای کشته شدن حرکت کرده بودند، خاطرنشان کرد: امام (ع) در راه خود از مکه تا کربلا از هر فرصتی برای سخنرانی و تبیین حقایق استفاده می‌کردند و تا سرحد امکان می‌کوشیدند که جنگی صورت نگیرد و هدف ایشان از بین بردن جاهلیت بود و نه جاهل؛ امام (ع) با طرح مسئله عزت و ذلت می‌خواستند به ما بفهمانند که چه کنیم تا با ذلت و خواری زندگی نکنیم و به ظلم تن در ندهیم.

وی ذلت و خواری را همان زندگی در کنار ظلم و اعلام موضع نکردن دانست و با اشاره به ابیاتی چند از اقبال لاهوری گفت: اقبال می‌گوید:

آدم از بی بصری بندگی آدم کرد

گوهری داشت ولی نذر قباد و جم کرد

یعنی از خوی غلامی ز سگان خوارتر است

من ندیدم که سگی پیش سگی سر خم کرد.

تنها با توسعه بهشت می‌توان جهنم را از میان برداشت

این محقق و پژوهشگر با تأکید بر این که امام حسین (ع) برای کشتن و کشته شدن نرفته بود، اظهار کرد: بدیهی است که هیچ جنگی پایان دهنده جنگ دیگر نیست و با پلشتی نمی‌توان پلشتی را از بین برد و تنها از راه توسعه بهشت می‌توان جهنم را از میان برداشت؛ چنان که قرآن کریم می‌فرماید: «إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَات» (هود/۱۱۴).

ما قناعت را به جنبه مصرفی زندگی تعریف می‌کنیم؛ بدین معنا که قناعت آن است که به هر آنچه که داری بسازی! اما معنای تولیدی و حقیقی قناعت آن است که به هیچ‌کس وابسته نباشی و چشمت به دست دیگران نباشد و این در اصطلاح امروزی به معنای استقلال و خودکفایی به کار می‌رود

عرفان علوی و حسینی، عرفان درک و نه ترک دنیاست

وی با اشاره به ضرورت تعریف درست از عرفان حقیقی در پرتو نهضت حسینی عنوان کرد: امام حسین (ع) عارف واقعی است؛ در روز عرفه، دعای عرفه را می‌خواند و اشک می‌ریزد و همین حسین (ع) است که اموال کاروانی را که به قصد شام و برای یزید می‌‌رود، مصادره می‌کند؛ بنابراین عرفان علوی و حسینی، نه عرفان کناره‌گیری و ترک دنیا، بلکه عرفان درک دنیاست.

مردم دنیا از دو دسته بیرون نیستند: یا مؤمنند و یا جاهل

وی با تأکید بر ضرورت اتکای به عقلانیت در اعتقادات و اعمال دینی، به برخی از جلوه‌های تحریف عاشورا از سوی حاکمان، شاعران و روضه‌داران و روضه‌خواران و… اشاره کرد و گفت: پیامبر (ص) در حدیثی فرموده‌اند: «من لا عقل له لا دین له». همچنین ایشان در حدیث دیگری فرموده‌اند که مردم دنیا از دو دسته بیرون نیستند: یا مؤمنند و یا جاهل. بنابراین نمی‌شود نفهمید و به بهشت رسید: «لکل شیء طریق و طریق الجنه العلم».

«حیات طیبه» از نگاه امام علی (ع)

حسینجانی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره ضرورت بازتعریف های مفاهیم دینی گفت: برای نمونه درباره مفهوم «حیات طیبه» تفاسیر و کتاب‌های بسیار نوشته شده است. با این حال در حکمت ۲۲۹ نهج‌البلاغه آمده که از امام علی (ع) درباره معنای حیات طیبه پرسیده می‌شود و ایشان تنها یک کلمه پاسخ می‌دهند: «القناعه».

وی در تشریح این مطلب عنوان کرد: ما قناعت را به جنبه مصرفی زندگی تعریف می‌کنیم؛ بدین معنا که قناعت آن است که به هر آنچه که داری بسازی! اما معنای تولیدی و حقیقی قناعت آن است که به هیچ‌کس وابسته نباشی و چشمت به دست دیگران نباشد و این در اصطلاح امروزی به معنای استقلال و خودکفایی به کار می‌رود.

یادآور می‌شود، هفته پیش نیز کارگاهی با محوریت مطالعه موضوعی نهج‌البلاغه (تعریف‌ها و بازتعریف‌ها)، با سخنرانی ابوالقاسم حسینجانی، روز دوشنبه ۱۵ آبان ماه، در محل انتشارات هزاره ققنوس برگزار شده بود. علاقه‌مندان برای ثبت نام  و شرکت  در این کارگاه  می‌توانند با شماره تلفن ۸۸۳۱۷۸۳۲ تماس بگیرند و  یا به نشانی تهران، خیابان انقلاب، بین دروازه دولت و فردوسی، خیابان رامسر، پلاک یک، واحد ۵، انتشارات هزاره‌ ققنوس مراجعه کنند

نوشته ای از مدیر سایت

نظرات غیر فعال است.