دی ۲۷

به گزارش روابط عمومی انتشارات هزاره ققنوس : چهارمین نشست از سلسله کارگاه‌های مطالعه موضوعی نهج‌البلاغه با سخنرانی ابوالقاسم حسینجانی، نویسنده و پژوهشگر عصر روز  دو‌شنبه ۱۱دی‌ماه، در محل انتشارات هزاره ققنوس برگزار شد.

بنابر این گزارش، حسینجانی در ابتدای این نشست به بیان سخنانی درباره  اهمیت قرآن و مطالعه مفهومی این کتاب آسمانی پرداخت و گفت: قرآن مردمی ترین کتاب روی زمین است و من برای این ادعا، استدلال دارم. قرآن خودش را «هدی للناس» می خواند. ناس در تعریف قرآن، شامل همه ی مردمان از مسلمان و غیر مسلمان و از کوچک و بزرگ است.در تعریف لغت ناس از دیدگاه قرآن، می توانیم زمین ناپذیری و زمان ناپذیری مردم را ببینیم. قرآن خود را برای ناس و برای مردم هدایت می نامند. لذا برنامه‌ریزی‌های ما و رفتارهای ما باید طوری باشد که مخاطب قرآن، همه‌ی مردم جهان باشند و هر کس در این میان فیلتری بگذارد که مانع این ارتباط جهانی شود، حتما مرتکب گناه شده است.

قرآن برای همه مردم هدایت است. قرآن نقشه راهی برای سعادت همه ی مردم جهان است با همین نگاه است که  در  سوره حج خداوند می فرماید:« یا ایها الناس اتقوا ربّکم الذی خلقکم من نفس واحده». ظاهرا حج برای مسلمین واجب است، اما چرا در این آیه، مورد خطاب ناس و مردم قرار گرفته‌اند؟ اگر قرار است که مکه و خانه‌ی کعبه مرکز جغرافیایی زمین و مرکز هستی و انسان باشد، این مرکز باید به نحوی برایش برنامه‌ریزی کرد و طوری آن را عملیاتی نمود که بتواند از این مرکز، شعاع ها و دایره هایی کشیده شود که همه ی مردم جهان نجات پیدا کنند. این نگاه قرآن در این زمینه است، یک نگاه وحدت گرایانه، انسانی و جهانی مبتنی بر جذب همه.

این پژوهشگر سپس با اشاره به سوره والعصر گفت: برخی مفسران تلاش داشته اند کلمه عصر را به یک دوره زمانی خاص  مثل عصر نبوت، عصر رسالت، عصر قیامت پیوند بزنند که البته نیازی هم نبوده است. از دیدگاه من همانطور که یک شیشه عطر چکیده، دستاورد و نتیجه یک باغ گل است والعصرهم  چکیده  و نتیجه جهان است که خداوند به آن قسم می‌خورد. می‌گوید قسم به زمان که انسان در زیان و خسران است. یعنی همه در یک زیانکاری هستند و نتوانسته اند زمان خود را مدیریت کنند. به عبارتدیگر از دست دادن زمان یکی از اصلی‌ترین زیان‌های انسان است.

حسینجانی در خصوص مفهوم تقوا در آیه والعصر گفت: بعد از آن قسم به زمان که خداوند اعلام می‌کند همه‌ی انسان‌ها در زیان هستند یک شرط و استثنا می‌گذارد و می‌فرمایید بجز آنهایی که ایمان دارند و عمل صالح انجام می‌دهند. حال باید این ایمان و عمل صالح را تعریف کنیم.

هدف ما از برگزاری این کارگاه‌های مطالعه موضوعی با رویکرد اصلی تعریف‌ها و بازتعریف‌ها همین است که به تعریفی تازه از مفاهیم دینی برسیم . با این نگاه می‌خواهیم ببینیم مفهوم ایمان چیست؟در این سوره می‌خوانیم فقط کسانی عمل صالح انجام می‌دهند که کار و کارکرد آنها از فیلتر ایمان گذشته باشد.

این محقق و پژوهشگر در خصوص تعریف ایمان گفت:  ایمان از جنس آرامش و امنیت است. ریشه کلمه ایمان همان «امن» است که از آن ایمان ، امنیت، مومن و… مشتق می‌شود. می‌دانید که یکی از اسماء خدا «مومن»است(که در آخر سوره حشر آمده ). ایمان به هیچ عنوان ایستا و ساکن نیست بلکه مفهومی  پویا است.

وی در ادامه با اشاره به خطبه ۱۵۶ نهج البلاغه به باز تعریف ایمان و عمل صالح از دیدگاه نهج البلاغه پرداخت و گفت: عمل صالح یعنی چیزی که نسل را و عصر را نجات دهد با این تعبیر شاید آنهایی که مثلا قرآن چاپ و رایگان توزیع می‌کنند ،  این فعالیت را عمل صالح ندانیم. وقتی خداوند به حضرت نوح می‌گوید پسر تو عمل صالح نیست ، یعنی با عمل صالح می‌توان انسان را اهل و اهلی کرد.

عمل صالح پیاده سازی ایمان در مرحله کاربردی است. عمل صالح باید بتواند وضعیت انسان را عوض کند.

عْلَمُوا عِبادَاللّهِ، اَنَّ التَّقْوى دارُ حِصْن عَزیز، وَالْفُجُورَ دارُ حِصْن ذَلیل، لا یَمْنَعُ اَهْلَهُ، وَ لا یُحْرِزُ مَنْ لَجَاَ اِلَیْهِ. اَلا وَ بِالتَّقْوى تُقْطَعُ حُمَهُ الْخَطایا، وَ بِالْیَقینِ تُدْرَکُ الْغایَهُ الْقُصْوى.

بندگان خدا، بدانید تقوا قلعه اى محکم و نفوذناپذیر است، ولى گناه حصارى پست است که اهلش را از خطرات نگاه نمى دارد، و کسى را که به آن پناه برده حفظ نمى کند. آگاه باشید که با تقوا زهر خطرناک گناه قطع شود، و با یقین منتها درجه مقصود به دست آید.

با این تعبیر می‌توان گفت تقوا در واقع مدیریت هوشمندانه زمان(مدیریت بر خویشتن) است.

اِنَّ اَوْلِیاءَ اللّهِ هُمُ الَّذینَ نَظَرُوا اِلى  باطِنِ الدُّنْیا اِذا نَظَرَ النّاسُ اِلى ظاهِرِها، وَ اشْتَغَلُوا بِآجِلِها  اِذَا اشْتَغَلَ النّاسُ بِعاجِلِها، فَاَماتُوا مِنْها ما خَشُوا اَنْ   یُمیتَهُمْ، وَ تَرَکُوا مِنْها ما عَلِمُوا اَنَّهُ سَیَتْرُکُهُمْ، وَ رَاَوُا اسْتِکْثارَ غَیْرِهِمْ مِنْهَا اسْتِقْلالاً، وَ دَرَکَهُمْ لَها فَوْتاً. اَعْداءُ ما سالَمَ النّاسُ، وَ سِلْمُ ما عادَى النّاسُ. ِهِمْ عُلِمَ الْکِتابُ وَ بِهِ عَلِمُوا، وَ بِهِمْ قامَ الْکِتابُ وَ بِهِ قامُوا. لایَرَوْنَ مَرْجُوّاً فَوْقَ ما یَرْجُونَ، وَلا مَخُوفاً فَوْقَ  ما یَخافُونَ.

اولیا خدا آنانى هستند که به باطن دنیا   نظر کردند وقتى که مردم به ظاهرش نگریستند، و به فرداى آن مشغول شدند  وقتى مردم به امروزش پرداختند، پس از دنیا می‌راندند آنچه را که مى ترسیدند   آنان را بمیراند، و رها کردند آنچه را که دانستند به زودى آنان را رها نماید،  بسیارخواهىِ دیگران را از دنیا کم یافتند، و یافتنشان را از دنیا از دست دادن دیدند.  دشمنند آنچه را که مردم با آن آشتى هستند، و آشتى اند آنچه را که مردم با آن دشمنند.  قرآن به آنان دانسته شد و آنان به قرآن دانستند، کتاب به آنان برپاست و آنان هم به کتاب برپایند.    امیدى فوق آنچه امید دارند، و بیمى بالاتر از آنچه بیم دارند نـمـى بـیـنـنـد.

اگر می خواهیم تکلیف دین مان را روشن کنیم قبل از آن باید تکلیف دنیامان را روشن کنیم. نمی شود

نمی شود دنیا نداشت و دین داشت. اگر قرار بود انسان ها از دنیا صرف نظر کنند خود خدا اینکار را میکرد. و این مرحله را حذف می کرد. پس دنیا لازم بوده که خلق شده و لازمه تکامل درک دنیاست. در قرآن می‌گویید«ربنا آتنا فی الدنیا حسنه» و بعد آن می‌گویید « و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار. » یعنی اگر در دنیا به حسنه نرسیدید غیر ممکن است در آخرت به آن برسید .

ایشان در ادامه با اشاره به کلمات قصار ۱۳۱ و بیان داستان مرد اعرابی که تنفر خود را از دنیا پیش حضرت اظهار کرده بود به تعریف دنیا زا نگاه نهج البلاغه پرداخت و گفت: حضرت علی(ع) از خوبی های دنیا اینطور تعریف می‌کند
اِنَّ الدُّنْیا دارُ صِدْق لِمَنْ صَدَقَها، وَ دارُ عافِیَه لِمَنْ فَهِمَ عَنْها، وَ دارُ غِنًى لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْها، وَ دارُ مَوْعِظَه لِمَنِ اتَّعَظَ بِها مَسْجِدُ اَحِبّاءِ اللّهِ
همین دنیا خانه راستی هاست(تو دروغ می‌گویی) و خانه سلامت و درستی  است برای دنیا شناسان
، و خانه بی نیازی است برای کسانی که می‌توانند توشه بردارند ، و دنیا یک اندرزگاه و پندگاه است ، و مسجد دوستان خداست.

نوشته ای از مدیر سایت

نظرات غیر فعال است.