آبان ۲۱

رضا حاجی آبادی مدیر نشر هزاره ققنوس در گفتگویی با روزنامه جوان درباره کتاب و کتابخوانی صحبت کرده است که متن آن در ادامه می آید

باز هم هفته آخر آبان رسید تا مجالی باشد برای روایت چند باره از درد کهنه کتاب نخوانی! بارها و بارها از درد کهنه کتاب و کتاب نخوانی مردم جامعه صحبت‌ شده است و چه بسا راه‌‌حل‌هایی هم ارائه شده باشد، ولی هنوز که هنوز است فرهنگ کتابخوانی در جامعه نهادینه نشده است. هر ساله میلیون‌ها جلد کتاب چاپ می‌شود، میلیون‌ها جلد کتاب خریده می‌شود، اما میلیون‌ها جلد کتاب خوانده نمی‌شود و کتاب‌ها در قفسه‌ها خمیازه می‌کشند. نکته جالب ادعای باسوادی است که همه‌مان داریم، در حالی‌که سواد فقط به خواندن و نوشتن نیست. سواد داشتن اطلاعات و معلومات دانش امروزی است که اگر هر فردی این دانش را نداشته باشد بی‌سواد محسوب می‌شود. اینکه چرا این اتفاق فرهنگی در جامعه ما نمی‌افتد اصلاً مشخص نیست. فقط در ماه آبان و در هفته کتاب همگان به مقوله کتاب و کتابخوانی می‌پردازند و بس و در طول سال هیچ کسی و هیچ سازمان و ارگانی پیگیر این درد کهنه نمی‌شود. همه مراکز فرهنگی همایش و نمایشگاه و سمینار برگزار می‌کنند و تمام. در حالی که درست‌تر این است که در این ایام، تنها به بررسی فعالیت و عملکرد یک سال مراکز فرهنگی که در ترویج فرهنگ کتابخوانی نقش مهمی را ایفا می‌کنند پرداخته شود و بخش‌های فعال، نهادها و اشخاصی که در کارشان موفق بوده‌اند تشویق و عملکرد بخش‌های ضعیف، مورد نقد و آسیب‌شناسی قرار گیرد. در این صورت شاید ‌بتوان به آینده این فعالیت امیدوار‌ بود و این هفته را بهار کتاب و کتابخوانی نامید.

   مؤمن کتاب می‌خواند
داشتن سواد برای خواندن یک نعمت است. این را همه می‌دانیم ولی این صرفاً اولین قدم برای آگاهی پیدا کردن است. بالا بردن آگاهی از طریق مطالعه راه گریزی است از زندان جهل و نادانی. وقتی ندانید و از دنیای پیرامون خود آگاهی نداشته باشید راه و روش زندگی شما نیز کورکورانه خواهد بود. سبک زندگی شما تقلیدی از دیگران می‌شود. وقتی دانش و آگاهی نداشته باشید، دنباله‌روی کسانی هستید که شما را به بیراهه می‌برند. مطالعه باعث افزایش قدرت تحلیل، انباشت علمی، اعتلای آگاهی نسبت به خود و جهان پیرامون می‌شود و در بالا بردن قدرت شناخت و مدارا با دیگران و افزایش مصونیت در برابر هر اندیشه تک‌بعدی که انسان را به ورطه سلطه‌گری یا سلطه‌پذیری می‌کشاند، مؤثر است.
رضا حاجی‌آبادی مدیر انتشارات هزاره ققنوس و مجری طرح نذر کتاب در این باره می‌گوید: «مهم‌ترین و اساسی‌ترین تفاوت انسان با موجودات دیگر داشتن آگاهی و دانش است که پیامبران هم به این موضوع تأکید داشتند و تفاوت انسان را با سایر موجودات داشتن آگاهی او می‌دانستند. همینطور که می‌دانید اولین کلمه‌ای که در کلام الله از زبان خدا برای رسول خدا آورده شده است «خواندن» بوده است. اقرا یعنی بخوان. اگر جامعه ایرانی خود را مسلمان می‌دانند، باید با خواندن آشتی کنند و انس بگیرند. به عبارتی نباید مسلمانان و کسانی که خدای واحد را می‌پرستند از خواندن و آگاهی داشتن دوری کنند. قرآن کریم انسان‌ها را به دو دسته تقسیم کرده است؛ انسان‌هایی که مؤمنند و انسان‌هایی که جاهلند. به تعبیر دیگری می‌توانیم بگوییم کسانی که با خواندن ارتباط نمی‌گیرند و کسانی که آگاهی ندارند لزوماً انسان‌های مؤمنی هم نمی‌توانند باشند.»

  فرهنگ شفاهی دلیل کتاب نخوانی!
با وجود اینکه تعداد چاپ کتاب در کشور کم نیست ولی همچنان آمار سرانه مطالعه در ایران رقم خوشایندی ندارد و این چیزی جز پایین بودن فرهنگ مطالعه در ایران نیست. گویا رغبت و میلی برای خواندن در مردم وجود ندارد. حتی در قشر دانشجو که باید کتاب‌هایی بیشتر از آنچه  به عنوان مرجع به آنها معرفی می‌شود مطالعه کنند هیچ تمایلی برای خرید یا  دانلود کتاب‌ وجود ندارد. همیشه یکی از دلایل پایین بودن فرهنگ مطالعه در ایران را شفاهی بودن فرهنگ مردم می‌دانند. به عبارتی مردم از قدیم عادت کرده‌اند که دیگران برایشان تعریف و آنها گوش کنند در حالی که در جامعه امروزی با پیشرفت تکنولوژی دیگر این عادت غلط جایی ندارد و مردم باید خواندن را جایگزین گوش دادن کنند.
حاجی‌آبادی می‌گوید: فرهنگ مردم جهان شرق بیشتر شفاهی است تا کتبی، به تعبیری مردم مشرق زمین دوست دارند آگاهی و دانش خود را از طریق افسانه‌ها و قصه‌ها به دست بیاورند. افسانه‌ و قصه‌هایی که مادر‌بزرگ‌ها یا  قدیمی‌ها برای آنها گفته‌اند. خیلی با فرهنگ مکتوب آشنا نشده‌ و اخت نشده‌اند. اما امروزه با آمدن اپلیکیشن‌های موبایلی جدید و تکنولوژی‌های مربوط به چاپ، به نظر من دیگر زمان فرهنگ شفاهی گذشته است و مردم ما باید یاد بگیرند که با کتابخوانی انس و الفت بگیرند. اگر از خواندن کتاب فاصله بگیرند در واقع با آگاهی و دانایی فاصله گرفته‌اند و بشر هم اگر آگاهی و دانایی را از او بگیرید، تفاوتی با سایر موجودات نخواهد داشت. هرچند به نظر من این کتاب نخوانی مردم یک عکس‌العمل است نسبت به خیلی از اتفاق‌های فرهنگی که در مملکت ما می‌افتد. تصور می‌شود که تنها علت کتاب‌نخوانی در جامعه ما این است که در واقع مردم با ممیزی مشکل دارند و با این روش اعتراض خود را نسبت به منتشر نشدن بعضی از کتاب‌هایی که باید منتشر شود ولی اجازه انتشار نمی‌گیرند نشان می‌دهند اما این همه داستان نیست. به عقیده من هر کتابی که منتشر می‌شود ارزش خوانده شدن را دارد و مردم ما باید یاد بگیرند که تنها با خواندن می‌توانند به آگاهی برسند.»

  کودکان خود را به کتابخوانی عادت دهیم
یکی از دغدغه‌های والدین امروزی آشنا کردن کودکان با کتاب است. تمام سعی و تلاش خود را به کار می‌گیرند تا بتوانند کتاب را جزئی از زندگی فرزندشان کنند. این دغدغه والدین امروزی بسیار خوب است ولی چه خوب‌تر است که اولاً خودشان کتاب بخوانند و ثانیاً با شیوه‌های جذاب این انس و دوستی را دوچندان کنند. یکی از دوستان تعریف می‌کرد که فرهنگسرای خاتم(ص) در منطقه ۱۸ تهران یک حرکت بسیار جالب و ارزنده در جهت جذب کودکان به کتاب و کتابخوانی انجام داده است. این فرهنگسرا اقدام به احداث محلی با عنوان «شهر کودک و کتاب» کرده است که در آن فعالیت‌های بسیاری در جهت انس کودکان با کتاب صورت می‌گیرد که در جای خود بسیار تحسین برانگیز است. به عنوان مثال یکی از فعالیت‌ها این شهرکتاب «کارگاه کتاب‌سازی» است. کودکان در این کارگاه با تمام مراحل ساخت کتاب آشنا می‌شوند و با دست‌های خود کتاب می‌سازند و قصه‌های خود را درون آن می‌نویسند. بدین ترتیب هم کودکان با مراحل ساخت کتاب آشنا شده‌اند هم کتاب خود را نوشته‌اند. ایده‌های بسیاری برای جذب کودکان به کتاب وجود دارد که هر کدام اگر درست و صحیح انجام شود به نهادینه شدن فرهنگ کتابخوانی در جامعه منتهی می‌شود.
مدیر انتشارات هزاره ققنوس می‌گوید: «بچه‌ها باید از همان ابتدا با کتاب و کتابخوانی انس بگیرند، همانطور که با قصه‌ها آشنا می‌شوند. نسل ما با قصه‌گویی مادربزرگ‌ها آشنا شدند، کودکان ما هم باید از طریق کتاب‌های داستان کودک، کتاب‌های مصور یا  چند بعدی که بسیار باب شده و در همه کشورها هم منتشر می‌شود، با خواندن انس بگیرند تا اینکه برای آنها عادت شود. مملکتی یا  مردمی که خواندن برایشان عادت است مردمی هستند که قطعاً مشکلات فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی کمتری نسبت به دیگر کشورها دارند. بنابراین کودکان ما باید با خواندن انس بگیرند و به خواندن عادت کنند. این خواندن باید مثل یک نیاز در آنها باشد مثلاً تا کتاب قصه را برایش نخوانید کودک خوابش نمی‌برد. در مدارس هم باید این عادت اتفاق بیفتد. همین درس مظلوم انشا که امروزه در مدارس زیاد مورد توجه نیست، در واقع درس بسیار خوبی است و کمک می‌کند تا دانش‌آموزان مطالعات غیردرسی داشته باشند. اگر بخواهیم فرزندان ما با کتاب انس بگیرند باید ساعت کتابخوانی در مدارس بالاخص مدارس ابتدایی وجود داشته باشد که بچه‌ها در ساعت کتابخوانی درباره کتابی که خوانده‌اند با هم حرف بزنند و کتاب به یکدیگر معرفی کنند. به عقیده من اینها راه‌هایی است که می‌شود کمک کرد تا بچه‌های ما با کتاب خواندن بیگانه نباشند.»

غذای روح را نذر کنیم
وقتی دانش‌آموز بودم همیشه هدیه برای دوستانم کتاب می‌خریدم. یک جمله با خط خودم و تاریخ همان روز را زیر آن می‌نوشتم و هدیه می‌دادم. همیشه در ذهنم بهترین هدیه کتاب بود. همین الان در همین سن و سالی هم که هستم هیچ هدیه‌ای بیشتر از کتاب من را خوشحال نمی‌کند. همیشه کتابخانه دوستانم برایم جذاب بوده و هست و این مبادله کردن کتاب بهترین بخش زندگی من است. چند وقت پیش یکی از دوستانم کتابی به من داد و گفت: این را من خوانده‌ام تو هم بخوان و به هرکسی که دوست داشتی بده تا او هم بخواند. کتاب را ورق ‌زدم. در اولین صفحه چند جمله با دستخط‌های متفاوت که در تاریخ‌های متفاوت نوشته شده بود توجهم را جلب کرد. من نفر چهارمی بودم که کتاب به دستم رسیده بود. در واقع من کتابی از گروه نذر کتاب دریافت کرده بودم. طرحی که برای بالا بردن فرهنگ مطالعه می‌تواند بسیار مثمرثمر باشد.
حاجی‌آبادی، بانی طرح نذرکتاب در‌این‌باره می‌گوید: «ما نذر کتاب را از سال ۸۸ شروع کردیم و هدفمان این بود که مردم با خواندن آشتی کنند. این ایده را به طرحی که در اروپا اجرا می‌شود با عنوان «کتابت را بخوان و جا بگذار» گره زدیم و با سنت حسنه نذری دادن که در ایام مختلف مذهبی انجام می‌شود، همراه کردیم. در آن سال که مصادف شده بود با بهمن ماه و شروع ماه محرم ،  ما دو یا سه ناشر بودیم که با ۱۰ یا ۱۲ عنوان کتاب، این کار را شروع کردیم. نگاه ما این بود که می‌توان در کنار نذری و دیگ قیمه‌ای که برای این مناسبت پخته می‌شود که البته بسیار کار خوب و پسندیده‌ای است و جزو سنت‌های ما است و قطعاً باید ادامه پیدا کند، یک بخشی از هزینه‌ها را برای بحث غذای روح مردم کنار گذاشت. اتفاق خیلی خوبی هم افتاد. بسیاری از خیران فرهنگی آمدند و گفتند: ما حاضریم بخشی از هزینه‌های کتاب‌ها را تقبل کنیم و به همین ترتیب تعداد ناشرها هم زیاد شدند. اکنون چیزی حدود ۳۰ ناشر هستیم که جمع شدیم تا پانزدهمین دوره که اکنون در حال برگزاری است و تا پایان ماه صفر هم ادامه خواهد داشت، برگزار شود. چیزی نزدیک به ۱۵۰ عنوان کتاب در حوزه دین و عاشورا در طرح امسال است. ما در ایام مختلف کتاب‌های مختلف ارائه می‌کنیم. مثلاً در فروردین ماه کتاب کودک، در ایام دفاع مقدس کتاب دفاع مقدس و در ایام محرم و صفر کتاب‌های عاشورایی را اهدا می‌کنیم. خود ناشرها هم بخشی از هزینه‌های کتاب را تخفیف می‌دهند؛ مثلاً کتابی را که همین الان ناشر می‌تواند با قیمت پشت جلد بفروشد را با ۵۰ درصد در اختیار ستاد نذری کتاب قرار داده است و ۵۰ درصد دیگرش را هم همان خیرانی که گفتم که نزدیک به ۲ هزار خیر تا الان شناسایی کرده‌ایم، تقبل کرده‌اند. این کتاب‌ها در تکایا و هیئت‌های مذهبی، مساجد و مدارس، ایستگاه‌های مترو، ایستگاه‌های اتوبوس و مکان‌های مختلف ارائه شده و در اختیار مردم قرار گرفته است.»
وی می‌افزاید: «تفاوت نذر غذای جسم با نذر غذای روح در اینجاست که هر نذر غذای جسم برای یک نفر است و معمولاً هم به محیط‌زیست آسیب وارد می‌کند و بعد از آن هم باید ظرف‌های یکبار مصرف را از کف خیابان‌ها جمع کنیم در حالی که نذری غذای روح اولاً به محیط‌زیست آسیب نمی‌رساند، دوماً هر یک کتاب نذری را قاعدتاً باید پنج نفر بخوانند. اینطوری هم به محیط‌زیست با قطع کمتر درخت و جنگل‌ها کمک می‌کنیم و هم به مردم یاد می‌دهیم که یک کتاب را پنج نفر می‌توانند با هم بخوانند و برای نفر بعدی یادداشتی یا  کامنتی بگذارند. به اضافه اینکه تمام مدیران فرهنگی یاد بگیرند که انتهای فرآیند نشر در همه جای دنیا فقط چاپ کتاب نیست، حتی فقط فروش کتاب هم نیست، بلکه خوانده شدن کتاب‌ها است. با این فرض تمامی کتاب‌هایی که در طرح نذر کتاب آمده است، کتاب‌هایی بوده‌اند که توسط مردم خوانده شده‌اند. اگر می‌گوییم چیزی حدود ۵ هزار کتاب نذر شده است این را باید ضرب در پنج کنید که همه اینها خوانده شده است. این طرح هم مثل همه تکیه‌هایی که به صورت کاملاً مردمی برگزار می‌شود، کاملاً مردمی است و هیچ حمایتی تا الان از هیچ جای رسمی دریافت نشده است به جز گاهی وقت‌ها که در نمایشگاه فضایی را دوستان ارشاد در اختیار ما قرار داده‌اند. در واقع تاکنون هیچ اتفاق عجیب و خاصی برای این طرح نیفتاده است، ولی مردم کار خودشان را انجام داد‌ه‌اند. درست است که من این طرح را به خاطر برخی سوءبرداشت‌های بعضی از دوستان حتی دولتی‌ها، در اداره کل مالکیت‌های معنوی به اسم خود ثبت کرده‌ام، اما این یک تکیه و خیمه فرهنگی است که همه می‌توانند به آن مراجعه و از آن استفاده کنند، ولی خواهش می‌کنم این برداشت را برداشت مالی برای خود نکنند، مانند دوستانی که آمدند و استفاده کردند و به دنبال منافع شخصی و مالی خود بوده‌اند. من از همین رسانه استفاده می‌کنم و از همه کسانی که تمایل دارند در این طرح شرکت کنند به هر شکلی که می‌خواهند، حتی اگر می‌خواهند این طرح را فقط تبلیغ و ترویج کنند دعوت به همکاری می‌کنم. همه علاقه‌مندان به نذر کتاب و ترویج فرهنگ کتابخوانی می‌توانند کلمه نذر کتاب را به سامانه ۰۲۱۰۰۰۰۳۶۵ ارسال کنند تا آدرس کانال‌های این طرح در شبکه‌های مجازی و سایت اطلاع‌رسانی برای برقراری ارتباط با مردم را به صورت خودکار دریافت کنند.»

 

نوشته ای از مدیر سایت

نظرات غیر فعال است.