بهمن ۰۴

به گزارش خبرگزاری مهر آیین پایانی هفدهمین دوره جشنواره «انتخاب بهترین کتاب دفاع‌مقدس» عصر سه‌شنبه(سوم بهمن‌ماه)  در تالار خلیج فارس  باغ موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس برگزار شد.
در این آیین از نویسندگان و پژوهشگران حوزه دفاع مقدس در سه گروه تقدیری،‌ تقدیری ویژه و برگزیده تجلیل شد.داوران هفدهمین دوره انتخاب بهترین کتاب دفاع مقدس در ۲۳ گروه  هزار و ۷۰۰ اثر ارسالی به دبیرخانه را طی هفت ماه بررسی کردند.

کتاب شناسنامه مشترک  سروده محمد صارمی‌ شهاب که توسط نشر هزاره ققنوس منتشر شده نیز در این مراسم به عنوان برگزیده انتخاب و از آن تقدیر شد.

پیش از این سورنا جوکار در معرفی کتاب «شناسنامه مشترک» در خبرگزاری فارس نوشته است.
محمد صارمی در شعرهای خود، به خوبی از عنصر موسیقی بهره برده، چنان که بسیاری از سطر‌ها در شعر او، موزون هستند و بی‌گمان موسیقی، بخشی از هویت شعر اوست، و شاعرعامدانه آن را به خانهٔ شعرهای خود دعوت کرده، پس بررسی نوشته‌های او، بدون توجه به این امر، غیر ممکن می‌نماید.
شناسنامهٔ مشترک، شعری برای صلح است، که شاعر برتن آن لباس جنگ پوشیده و تلاش کرده در این مجموعه، اندیشه‌های صلح جویانهٔ جهانی را، در جغرافیای بومی به رشتهٔ تحریر درآورد، تا قلمش نمایندهٔ همهٔ آزادی خواهان جهان باشد، به همین دلیل است که در لباس یک عربِ سیاهپوستِ بلوچ، که با مسیح، در جلجتا بوده، به بچه‌های آفریقا، سلام می‌رساند و برای دختر بچه‌های غزه اشک می‌ریزد.
پس می‌توان صارمی را از این جهت شاعری با اندیشه‌های جهان وطنی معرفی کرد که برای بیان رنج‌های انسانیت، صدای بلندی دارد. طبیعت در شعر صارمی، نمود بسیاری دارد و افراد آن مانند: کوه، بهار، نسیم و درخت، قهرمانان شعر او هستند و نیز ترکیب سازی‌ها و استفاده از واژه‌های کلاسیک، اما جدیدی مانند: گلابناک، زخمباد، قلیانخانه، می‌مویید، مرطوبینه، زیتونستان و نرمینه، یاد آور دایرهٔ واژگان شعرهای شاملوست و این مساله، نشان از آن دارد که شاعر شناسنامه‌های مشترک، نگاه به قله دارد.
شاید محمد صارمی شهاب، شاعری جریان سازنباشد، و همچنین، شاید مخاطبان برای خرید کتاب او صف نکشند، اما جای دلگرمی و خرسندیست، که او دنیای شعری منحصر به خود را دارد. شاعری که از شابلون‌ها و چهارچوب‌های تکراری و نخ نمای شاعر ساز، دوری گزیده، تا مانند خودش شعر بنویسد و مخاطب، با خواندن شعر‌هایش، فقط یاد محمد صارمی شهاب بیفتد.

پنجره را می‌بندم
تا شعری از جنگ بنویسم
پروانه‌ها در اتاقم می‌رقصند
پنجره را باز می‌کنم
کوچه پر از صدای سربلندی زنانی است
که به جای مادرم
خاطراتم را تشییع می‌کنند*
* (شعر ۳۲ – شناسنامهٔ مشترک)

  شناسنامه مشترک

نوشته ای از مدیر سایت

دی ۱۲

رضا حاجی‌آبادی؛ مدیر مسئول انتشارات هزاره ققنوس در گفتگو با خبرگزاری کتاب ایبنا:

اهالی نشر برای انتشار یک کتاب ابتدا باید با سطح نیاز جامعه پیش روند و سپس به انتشار آن بپردازند. آن‌ها باید با استفاده از علم‌رسانه‌ای و نیاز‌سنجی جامعه وارد عمل شوند.

ضا حاجی‌آبادی مدیر مسئول انتشارات هزاره ققنوس که اثربخشی تبلیغ یک کتاب‌ را قبل از انتشار آن در بازار کتاب دانست و دراین‌باره گفت: ناشران روش‌های مختلفی برای تبلیغ و بازایابی کتاب‌هایشان به کار می‌گیرند. نکته حائز اهمیت اینجاست که تبلیغات کتاب پیش از چاپ و انتشار آن در کشور ما کم است.

وی اظهار داشت: ناشران  برای تبلیغات کتاب‌هایشان در رسانه‌های شنیداری و تصویری دچار مشکل هستند؛ چراکه رسانه‌ی ملی در امر معرفی کتاب به مخاطبان خیلی فعال نیست و انتخابش بر مبنای محتوا و مفاهیم کتاب‌ها صورت نمی‌گیرد بلکه بیشتر نام ناشر و یا نام نویسنده برای آن‌ها اهمیت دارد.

حاجی‌آبادی افزود: توجه این رسانه به کتاب‌هایی که از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز گرفته‌اند، توجه یکسانی نیست و  معیار آنها برای معرفی و تبلیغ یک کتاب، کتاب‌هایی است که تولیدکنندگان و ناشران مشخص آن‌ها را منتشر کرده‌اند.

وی گفت: ناشران متاسفانه نتوانسته‌اند با رسانه‌ملی ارتباط سودبخشی برقرار کنند و آن‌ها در بحث تبلیغات کتاب دچار یک غیرهمگونی‌اند. در کل ناشران هزینه زیادی صرف تبلیغ کتاب‌هایشان نمی‌کنند و از همان شیوه‌های سنتی برای تبلیغاتشان استفاده می‌کنند.

مدیر مسئول انتشارات هزاره ققنوس درباره اطلاع‌رسانی مطبوعات در حوزه کتاب گفت: مطبوعات و روزنامه‌ها هم زمانی که می‌خواهند یک کتاب را معرفی کنند اصلا آن را نمی‌خوانند و به متن ارسالی که از سوی ناشران کتاب بسنده می‌کنند. متاسفانه تلاش برای تبلیغ کتاب و شناساندن کتاب‌های جدید برای عموم مردم بسیار کم است.

حاجی آبادی سیر تبلیغات کتاب در ایران را برعکس دانست. وی در این‌باره اظهار کرد: درایران ابتدا کتاب منتشر می‌شود و بعد از آنکه در اختیار عموم قرار گرفت و مورد پسند واقع شد، به بازار تبلیغات راه پیدا می‌کند؛ درحالیکه در بیشتر کشورهایی که صاحب صنعت نشر پیشرفته‌تری هستند، کتاب زمانی تبلیغ می‌شود که هنوز به بازار نشر راه پیدا نکرده است.

وی افزود: در این کشورها قبل از انتشار و یا حتی تدوین کتاب، به لحاظ محتوایی در جامعه نیازسنجی صورت می‌گیرد و بر اساس نتایج به دست آمده، مراحل تولید کتاب پیش خواهد رفت.

به گفته رضا حاجی‌آبادی اهالی نشر برای انتشار یک کتاب ابتدا باید با سطح نیاز جامعه آشنا شوند و سپس به انتشار آن بپردازند. همچنین برای تبلیغات درست، ناشران باید با علم‌رسانه‌ای و نیاز‌سنجی جامعه وارد عمل شوند و یا مشاوران رسانه‌ای داشته باشند و از ابزارهای مناسبی در این زمینه استفاده کنند.

تولید بروشورهای کتاب و بالابردن کیفیت تبلیغات از سوی ناشران، همچنین استفاده از فضای مجازی و به روز نگهداشتن سایت‌های ناشران از جمله روش‌هایی است که رضا حاجی‌آبادی برای یک تبلیغ مناسب در ایران ضروری دانست.

وی در ادامه گفت: از روش‌هایی که یک ناشر می‌تواند دست به تبلیغ استاندارد و آگاهانه بزند این است که حلقه مخاطبان خود را بشناسد و زمانی که کتابش منتشر می‌شود، مخاطبان خود را آگاه سازد؛ چراکه بسیاری از مخاطبان نمی‌دانند چه کتاب‌های جدیدی از سوی ناشرانی که می‌شناسند روانه بازار کتاب شده است.

وی در انتها خاطر نشان کرد: به عقیده من برای بهتر و سریع‌تر شدن کیفیت چرخه نشر  باید هر فردی که در این زمینه فعالیت می‌کند کتاب‌خوان و کتاب‌دوست باشد.

این فعال در عرصه نشر اظهار کرد: همه ناشران و اهالی نشر باید بدانند که انتهای فرآیند انتشار یک کتاب نه چاپ و نه ورود آن به فضای بازار کتاب و نه هدیه دادن آن است؛ بلکه خواندن آن از سوی مخاطبان است اینکه یک کتاب بتواند تاثیر زیادی در فکر و ذهن یک فرد ایجاد کند و تغییر نگرشی است که باید در افراد به وجود بیاورد.

نوشته ای از مدیر سایت

دی ۰۶

به گزارش خبرنگار حوزه ادبیات گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛  یکی از مسائلی که هرساله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با آن روبرو می شود مسئله مکان برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب است؛ مسئله ای که امسال هم مانند سالیان گذشته  مسئله مهم این وزارتخانه در حوزه نشر کشور شد. دو تیم کارشناسی موضوع مکان برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب تهران را بررسی کردند و قرار است تصمیم نهایی در این خصوص روز چهارشنبه در جلسه شورای سیاستگذاری این نمایشگاه مطرح و درباره آن تصمیم گیری شود.

دسترسی به مصلی بهتر است

رضا حاجی آبادی، مدیر مسئول انتشارات هزاره ققنوس در گفتگو با خبرنگار حوزه ادبیات گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛  درباره مکان برگزاری سی و یکمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران گفت: به دلیل آنکه دسترسی مصلی برای ناشران و مردم عادی بهتر است، در این مکان دو ایستگاه مترو وجود دارد و حمل و نقل کتاب به مصلی راحت تر از نمایشگاه شهر آفتاب است، مصلای تهران را گزینه بهتری برای برگزاری سی و یکمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران می دانم. البته امکانات دیگر هم در این مکان وجود دارد.

وی افزود: انتقال نمایشگاه بین المللی کتاب تهران به شهرآفتاب معامله ای بود که میان شهرداری تهران و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام شد. قرار بود تا پنج سال از ناشران برای گرفتن غرفه در شهر آفتاب هزینه ای دریافت نکنند. اما ناشران هزینه غرفه را به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دادند. حالا که قرار است ناشران هزینه غرفه بدهدن، فرقی میان مصلای تهران و شهرآفتاب نیست. چون هم منتش را بر سر ما می‌گذارند که شهرداری غرفه ها را رایگان در اختیار ناشران قرار می دهد و هم پول غرفه را به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می دهیم. نکته دیگر این که دردسرهای رفت و آمد به شهر آفتاب زیاد است. امکانات برخی ایستگاههای مترو کامل نیست. متاسفانه در هر دو سال برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در شهر آفتاب، باران ناشران را اذیت کرد.

وی افزود: دوستان ما در مصلی تهران باید در بخش نظارتی تعدیل ایجاد و بحث حمل و نقل کتاب را به مراتب حفاظتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی واگذار کنند. نه اینکه دوباره حراست مصلای تهران فراتر از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی عمل کند. مصلی تهران باید این نکات جزئی را برطرف کند.

نوشته ای از مدیر سایت

دی ۰۴

کتاب «سرو سبز قامت» با حضور وزیر نفت رونمایی شد                        سذو سبز قامت

کتاب «سرو سبزقامت» روایت صنعت انتقال نفت ایران در گذر از جنگ تحمیلی، با حضور مهندس بیژن زنگنه، وزیر نفت،  در حاشیه نهمین همایش و یادواره شهید تندگویان و ۱۰۵۵ شهید صنعت نفت رونمایی شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی موزه ها و مرکز اسناد صنعت نفت، در حاشیه نهمین همایش و یادواره شهید تندگویان و ۱۰۵۵ شهید صنعت نفت از کتاب«سرو سبز قامت»  نوشته دکتر فاطمه ترکچی از کارشناسان ستاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس رونمایی شد.

در این مراسم همچنین فاطمه تندگویان، خواهر شهید مهندس محمدجواد تندگویان و مشاور وزیر نفت در امور زنان و خانواده وزارت نفت، دکتر احمد مجیدی مشاور فرهنگی وزیر و معاونت فرهنگی بسیج وزارت نفت و مهندس مهدی تندگویان حضور داشتند.

سرو سبز قامت با عنوان روایت صنعت انتقال نفت ایران در گذر از جنگ، شرح رشادت های شهیدان صنعت نفت و به طور ویژه ۲۸ شهید بزرگوار شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران است که در محل خدمت و میدان نبرد ایستادگی کرده و شهد شیرین شهادت نوشیدند.

این کتاب در دو بخش به خاطرات و داستان زندگی شهدا و نیز مستندات زندگی و خدمات این عزیزان پرداخته است.

چاپ نخست کتاب “سرو سبز قامت” در قطع رقعی و ۴۴۷ صفحه،‌ با شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و بهای چهارصد هزار ریال از سوی نشر هزاره ققنوس و به سفارش روابط عمومی شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت ایران، امسال منتشر و روانه بازار کتاب شده است

نوشته ای از مدیر سایت

آبان ۲۶

برنامه ” گفت و گوی فرهنگی” رادیو گفت و گو با موضوع (مخاطب شناسی ادبیات دفاع مقدس و آسیب های پیش رو ) با حضور رضا حاجی آبادی ، مدیر انتشارات هزاره ققنوس ، از فعالان ادبیات حوزه دفاع مقدس و بانی جشنواره داستان کوتاه پایداری و نصرت الله صمدزاده ، کارشناس فرهنگی و مدیر کتابخانه تخصصی جنگ حوزه هنری و محمد علی صمدی نویسنده و روزنامه نگار روانه آنتن شد.

 به گزارش خبرگزاری برنا، در ابتدا حاجی آبادی با بیان اینکه رمان های بزرگ و معروف جنگ معمولا سی سال پس از جنگ نوشته شده است ، عنوان کرد : با نگاهی به تاریخ میبینیم نزدیک به چهل سال از آغاز انقلاب و جنگ گذشته است و کتاب تاثیرگذار و در خور دفاع مقدس در این حوزه خلق نشده است و این موضوعی است که باید بررسی شود.

مدیر انتشارات هزاره ققنوس عنوان کرد : با گذشت نزدیک به چهل سال از آغاز انقلاب و جنگ ، هنوز کتاب تاثیرگذار و در خور دفاع مقدس در این حوزه خلق نشده است و این موضوعی است که باید بررسی شود.

وی افزود : در حوزه نشر دفاع مقدس تعداد ناشران خصوصی خیلی کم بود . از آنجایی که ترویج فرهنگ و ادبیات دفاع مقدس در اختیار نهادهای دولتی و حکومتی بود ، جایی برای عرض اندام ناشرین خصوصی نبود .از این رو نویسندگان نیز با ناشران دولتی قرارداد می بستند و در چندسال اخیر با ورود ناشران خصوصی شاهد رشد چشمگیری در چاپ کتاب های جنگ بودیم.

این ناشر دفاع مقدس با تاکید بر اینکه سرنوشت جنگ توسط مردم رقم خورده است ، گفت : باید اجازه داد قصه مربوط به آن هم توسط خود مردم نوشته شود و کم کم مردم در این حوزه وارد شده اند و تلاش آنها این است که روایتی درست از جنگ داشته باشند که این موضوع بر کمیت و کیفیت تاثیر گذاشته است.

در ادامه برنامه صمد زاده در خصوص تاریخچه ادبیات پایداری ایران بیان کرد : از ابتدای شروع جنگ تحمیلی وجه فرهنگی جنگ مورد توجه بوده است و یکی از نشانه های آن چاپ کتاب بوده است.به طوری که از سال ۵۹ تا کنون سیزده هزار عنوان کتاب چاپ شده است.

 مدیر کتابخانه تخصصی جنگ در حوزه هنری با ابراز تاسف از کمیت گرایی موجود در سیستم فرهنگی کشور ، عنوان کرد : این موضوع سبب شده است که مدیران فرهنگی رشد مجموعه خود را با آمار بیان کنند و در خصوص کیفیت سخنی نمی گویند و بیلان کار خود را با تعداد کتاب چاپ شده بیان می کنند.

صمد زاده تاکید کرد: رشد فزاینده کتاب موفقیت محسوب نمی شود.اگر یک کتاب در حوزه فرهنگی با شمارگان ۱۰۰هزار به چاپ برسد بیش از چاپ ۱۰۰ کتاب با شمارگان ۱۰۰۰ ارزش ، اهمیت و ارجحیت دارد.

وی از چاپ ۸۰۰ عنوان کتاب با موضوع جنگ و پایداری در سال خبر داد و گفت : چاپ کتاب در این حوزه از سالانه ۹۰ عنوان به مرور رشد داشته است و برآوردها حاکی از این است که سال گذشته به تعداد ۹۰۰ رسیده باشد.

این کارشناس فرهنگی با بیان اینکه ناشر دولتی دغدغه مخاطب ندارد، اظهار کرد : از حدود ۱۳ هزار کتاب چاپ شده در حوزه دفاع مقدس تنها ۲ هزار کتاب مورد اقبال قرار گرفته است .

در بخش دیگری از برنامه صمدی روند کلی نشر حوزه دفاع مقدس را مثبت خواند و عنوان کرد : افزایش چاپ کتاب از شمارگان پایین به بالا یک مسیر و روند طبیعی است و مدیریت فرهنگی خاصی در این حوزه وجود نداشته است.

وی با تاکید بر اینکه از رانت در حوزه نشر انتقاد دارم ، افزود : برتری که حوزه هنری در خصوص نشر کتاب های دفاع مقدس دارد را رانت نمی دانم و  اگر امتیازی به نشر در حوزه هنری داده می شود حق آنهاست و افراد زحمتکش این نهاد شایستگی آن را دارند.

این نویسنده ،  کتاب دفاع مقدس و مخاطبان آن را تابعی از مبحث کتاب در کل کشور دانست و بیان کرد : متاسفانه یک بی سوادی و عدم تمایل به کتابخوانی در کل جامعه وجود دارد و مشکل عدم اقبال مخاطبان تنها محدود به حوزه دفاع مقدس نیست و مربوط به همه کتاب های کشور است.

نوشته ای از مدیر سایت

آبان ۲۴

مدیر مسئول انتشارات هزاره ققنوس ضمن تشریح بخشی از شخصیت نیما یوشیج، این شاعر را مرد زمانه خود خواند و افزود: نیما از تغییر نمی ترسید.

رضا حاجی آبادی با حضور در استودیوی پخش زنده “صورت ماه” از شبکه رادیویی گفت وگو “افسانه” را مهم ترین شعر نیما دانست و افزود: «برخی دوستان اعلام می دارند این شعر حدیث نفسی از نیماست و بخشی از زندگی خود را در این شعر گنجانده است.»

این فعال عرصه ترویج کتابخوانی ادامه داد: «بسیاری از جوانان ما با شعر افسانه نیما قادر به همذات پنداری هستند و توصیه می کنم اگر تمایل دارند با نیما آشنا شوند، با خواندن شعر بلندِ افسانه او شروع کنند!»

حاجی آبادی با ذکر بخشی از این شعر گفت: «نیما مرد زمانه ی خود بود و نکته دیگری که از زندگی نیما می توان استنباط کرد، اینست که نیما از تغییر نمی ترسید.»

در ادامه علیرضا سمیعی، شاعر و نویسنده و پژوهشگر ادبیات با ذکر پرسشی مبنی بر چرایی و چگونگی شناخت نیما بعنوان سر منشا یک تحول ادبی سخنان خود را آغاز کرد.

وی گفت: «برخی معتقدند تاریخ فکری ما شعر است و با نگاه به شعر نیما تصور می شود یک مرحله جدید تاریخی و فکری برای ما رقم زده است.»

سمیعی با بیان اینکه بنظر می رسد نیما بسیار افسرده دل و دل شکسته بوده است ،افزود: «نیما بسیار منزوی بود؛ خاصه در دوه ی دوم زندگی خود بسیار منزوی می نمود.»

وی با اشاره به مصداقی از انزوا طلبی نیما، یادآور شد: «به نقل از سیمین دانشور آمده است اگر عالیه می خواست از شهر برای او کفشی خریداری کند، اندازه پای او را روی کاغذ رسم می کرد!»

همچنین ایلیا دیانوش، شاعر، دایره اهمیت نیما یوشیج را در شعر و ادب فارسی بسیار گسترده خواند و افزود: «نیما فرا تر از آنکه در شعر فارسی یک نوپرداز باشد، سردمدار ادبیات مدرن ماست.»

وی با اشاره به شکست قالب های شعر فارسی در فرم بعنوان اصلی ترین وجه شعر نیمایی گفت: «وی مصرع ها را کوتاه و بلند و قوافی را شناور کرده و در اوزان تغییر داده است.»

دیانوش اظهار کرد: «کار مهم نیما تغییر نوع نگاه به مقوله شعر است و شعر را از آنچه در هزاران سال [موجود بوده ، فراتر برده است].»

این محقق و منتقد ادبی ادامه داد: «در گذشته قالب شعر تکرار شونده بود و شاعر احساسات درونی خود را بصورت وصف الحال ارائه می داد ولی نیما می گفت بجای وصف تاثیرات درونی باید به وصف عنصر خارجی روی آوریم.»

در ادامه حامد صلاحی، استاد دانشگاه با بیان اینکه علی اسفندیاری با انتخاب نام “نیما یوشیج” علقه ی خود را به ریشه ها نمایان ساخته است، گفت: «این آمیزه جالب و پارادوکسیکال در نوع خود بدیع است.»

وی افزود: «نیما مردی کوهی ماند و شهری نشد ولی با این حال با تمام افق های باز نسبت داشت و آفاقی را مقابل ادبیات معاصر ما گشود.»

صلاحی ادامه داد: «نیما هنجارها را شکست و نرم ها را تغییر داد و از طرفی در جایگاهی قرار گرفت که شاعر هزاره ها شناخته شد.»

این منتقد و پژوهشگر ادبی خاطرنشان کرد: «شاعری در دهه های اخیر شعر ایران (حتی بزرگانی نظیر شاملو، اخوان و دیگران) نیست که از نیما تاثیر نپذیرفته باشند! و نیما بر بامی ایستاده که هم گذشته را رصد می کند و هم بر آیندگان تاثیر دارد.»

“صورت ماه” با اجرای شهاب شهرزاد و تهیه کنندگی بهزاد محمودزاده روانه آنتن رادیو گفت وگو شد.

نوشته ای از مدیر سایت

آبان ۲۱

رضا حاجی آبادی مدیر نشر هزاره ققنوس در گفتگویی با روزنامه جوان درباره کتاب و کتابخوانی صحبت کرده است که متن آن در ادامه می آید

باز هم هفته آخر آبان رسید تا مجالی باشد برای روایت چند باره از درد کهنه کتاب نخوانی! بارها و بارها از درد کهنه کتاب و کتاب نخوانی مردم جامعه صحبت‌ شده است و چه بسا راه‌‌حل‌هایی هم ارائه شده باشد، ولی هنوز که هنوز است فرهنگ کتابخوانی در جامعه نهادینه نشده است. هر ساله میلیون‌ها جلد کتاب چاپ می‌شود، میلیون‌ها جلد کتاب خریده می‌شود، اما میلیون‌ها جلد کتاب خوانده نمی‌شود و کتاب‌ها در قفسه‌ها خمیازه می‌کشند. نکته جالب ادعای باسوادی است که همه‌مان داریم، در حالی‌که سواد فقط به خواندن و نوشتن نیست. سواد داشتن اطلاعات و معلومات دانش امروزی است که اگر هر فردی این دانش را نداشته باشد بی‌سواد محسوب می‌شود. اینکه چرا این اتفاق فرهنگی در جامعه ما نمی‌افتد اصلاً مشخص نیست. فقط در ماه آبان و در هفته کتاب همگان به مقوله کتاب و کتابخوانی می‌پردازند و بس و در طول سال هیچ کسی و هیچ سازمان و ارگانی پیگیر این درد کهنه نمی‌شود. همه مراکز فرهنگی همایش و نمایشگاه و سمینار برگزار می‌کنند و تمام. در حالی که درست‌تر این است که در این ایام، تنها به بررسی فعالیت و عملکرد یک سال مراکز فرهنگی که در ترویج فرهنگ کتابخوانی نقش مهمی را ایفا می‌کنند پرداخته شود و بخش‌های فعال، نهادها و اشخاصی که در کارشان موفق بوده‌اند تشویق و عملکرد بخش‌های ضعیف، مورد نقد و آسیب‌شناسی قرار گیرد. در این صورت شاید ‌بتوان به آینده این فعالیت امیدوار‌ بود و این هفته را بهار کتاب و کتابخوانی نامید.

   مؤمن کتاب می‌خواند
داشتن سواد برای خواندن یک نعمت است. این را همه می‌دانیم ولی این صرفاً اولین قدم برای آگاهی پیدا کردن است. بالا بردن آگاهی از طریق مطالعه راه گریزی است از زندان جهل و نادانی. وقتی ندانید و از دنیای پیرامون خود آگاهی نداشته باشید راه و روش زندگی شما نیز کورکورانه خواهد بود. سبک زندگی شما تقلیدی از دیگران می‌شود. وقتی دانش و آگاهی نداشته باشید، دنباله‌روی کسانی هستید که شما را به بیراهه می‌برند. مطالعه باعث افزایش قدرت تحلیل، انباشت علمی، اعتلای آگاهی نسبت به خود و جهان پیرامون می‌شود و در بالا بردن قدرت شناخت و مدارا با دیگران و افزایش مصونیت در برابر هر اندیشه تک‌بعدی که انسان را به ورطه سلطه‌گری یا سلطه‌پذیری می‌کشاند، مؤثر است.
رضا حاجی‌آبادی مدیر انتشارات هزاره ققنوس و مجری طرح نذر کتاب در این باره می‌گوید: «مهم‌ترین و اساسی‌ترین تفاوت انسان با موجودات دیگر داشتن آگاهی و دانش است که پیامبران هم به این موضوع تأکید داشتند و تفاوت انسان را با سایر موجودات داشتن آگاهی او می‌دانستند. همینطور که می‌دانید اولین کلمه‌ای که در کلام الله از زبان خدا برای رسول خدا آورده شده است «خواندن» بوده است. اقرا یعنی بخوان. اگر جامعه ایرانی خود را مسلمان می‌دانند، باید با خواندن آشتی کنند و انس بگیرند. به عبارتی نباید مسلمانان و کسانی که خدای واحد را می‌پرستند از خواندن و آگاهی داشتن دوری کنند. قرآن کریم انسان‌ها را به دو دسته تقسیم کرده است؛ انسان‌هایی که مؤمنند و انسان‌هایی که جاهلند. به تعبیر دیگری می‌توانیم بگوییم کسانی که با خواندن ارتباط نمی‌گیرند و کسانی که آگاهی ندارند لزوماً انسان‌های مؤمنی هم نمی‌توانند باشند.»

  فرهنگ شفاهی دلیل کتاب نخوانی!
با وجود اینکه تعداد چاپ کتاب در کشور کم نیست ولی همچنان آمار سرانه مطالعه در ایران رقم خوشایندی ندارد و این چیزی جز پایین بودن فرهنگ مطالعه در ایران نیست. گویا رغبت و میلی برای خواندن در مردم وجود ندارد. حتی در قشر دانشجو که باید کتاب‌هایی بیشتر از آنچه  به عنوان مرجع به آنها معرفی می‌شود مطالعه کنند هیچ تمایلی برای خرید یا  دانلود کتاب‌ وجود ندارد. همیشه یکی از دلایل پایین بودن فرهنگ مطالعه در ایران را شفاهی بودن فرهنگ مردم می‌دانند. به عبارتی مردم از قدیم عادت کرده‌اند که دیگران برایشان تعریف و آنها گوش کنند در حالی که در جامعه امروزی با پیشرفت تکنولوژی دیگر این عادت غلط جایی ندارد و مردم باید خواندن را جایگزین گوش دادن کنند.
حاجی‌آبادی می‌گوید: فرهنگ مردم جهان شرق بیشتر شفاهی است تا کتبی، به تعبیری مردم مشرق زمین دوست دارند آگاهی و دانش خود را از طریق افسانه‌ها و قصه‌ها به دست بیاورند. افسانه‌ و قصه‌هایی که مادر‌بزرگ‌ها یا  قدیمی‌ها برای آنها گفته‌اند. خیلی با فرهنگ مکتوب آشنا نشده‌ و اخت نشده‌اند. اما امروزه با آمدن اپلیکیشن‌های موبایلی جدید و تکنولوژی‌های مربوط به چاپ، به نظر من دیگر زمان فرهنگ شفاهی گذشته است و مردم ما باید یاد بگیرند که با کتابخوانی انس و الفت بگیرند. اگر از خواندن کتاب فاصله بگیرند در واقع با آگاهی و دانایی فاصله گرفته‌اند و بشر هم اگر آگاهی و دانایی را از او بگیرید، تفاوتی با سایر موجودات نخواهد داشت. هرچند به نظر من این کتاب نخوانی مردم یک عکس‌العمل است نسبت به خیلی از اتفاق‌های فرهنگی که در مملکت ما می‌افتد. تصور می‌شود که تنها علت کتاب‌نخوانی در جامعه ما این است که در واقع مردم با ممیزی مشکل دارند و با این روش اعتراض خود را نسبت به منتشر نشدن بعضی از کتاب‌هایی که باید منتشر شود ولی اجازه انتشار نمی‌گیرند نشان می‌دهند اما این همه داستان نیست. به عقیده من هر کتابی که منتشر می‌شود ارزش خوانده شدن را دارد و مردم ما باید یاد بگیرند که تنها با خواندن می‌توانند به آگاهی برسند.»

  کودکان خود را به کتابخوانی عادت دهیم
یکی از دغدغه‌های والدین امروزی آشنا کردن کودکان با کتاب است. تمام سعی و تلاش خود را به کار می‌گیرند تا بتوانند کتاب را جزئی از زندگی فرزندشان کنند. این دغدغه والدین امروزی بسیار خوب است ولی چه خوب‌تر است که اولاً خودشان کتاب بخوانند و ثانیاً با شیوه‌های جذاب این انس و دوستی را دوچندان کنند. یکی از دوستان تعریف می‌کرد که فرهنگسرای خاتم(ص) در منطقه ۱۸ تهران یک حرکت بسیار جالب و ارزنده در جهت جذب کودکان به کتاب و کتابخوانی انجام داده است. این فرهنگسرا اقدام به احداث محلی با عنوان «شهر کودک و کتاب» کرده است که در آن فعالیت‌های بسیاری در جهت انس کودکان با کتاب صورت می‌گیرد که در جای خود بسیار تحسین برانگیز است. به عنوان مثال یکی از فعالیت‌ها این شهرکتاب «کارگاه کتاب‌سازی» است. کودکان در این کارگاه با تمام مراحل ساخت کتاب آشنا می‌شوند و با دست‌های خود کتاب می‌سازند و قصه‌های خود را درون آن می‌نویسند. بدین ترتیب هم کودکان با مراحل ساخت کتاب آشنا شده‌اند هم کتاب خود را نوشته‌اند. ایده‌های بسیاری برای جذب کودکان به کتاب وجود دارد که هر کدام اگر درست و صحیح انجام شود به نهادینه شدن فرهنگ کتابخوانی در جامعه منتهی می‌شود.
مدیر انتشارات هزاره ققنوس می‌گوید: «بچه‌ها باید از همان ابتدا با کتاب و کتابخوانی انس بگیرند، همانطور که با قصه‌ها آشنا می‌شوند. نسل ما با قصه‌گویی مادربزرگ‌ها آشنا شدند، کودکان ما هم باید از طریق کتاب‌های داستان کودک، کتاب‌های مصور یا  چند بعدی که بسیار باب شده و در همه کشورها هم منتشر می‌شود، با خواندن انس بگیرند تا اینکه برای آنها عادت شود. مملکتی یا  مردمی که خواندن برایشان عادت است مردمی هستند که قطعاً مشکلات فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی کمتری نسبت به دیگر کشورها دارند. بنابراین کودکان ما باید با خواندن انس بگیرند و به خواندن عادت کنند. این خواندن باید مثل یک نیاز در آنها باشد مثلاً تا کتاب قصه را برایش نخوانید کودک خوابش نمی‌برد. در مدارس هم باید این عادت اتفاق بیفتد. همین درس مظلوم انشا که امروزه در مدارس زیاد مورد توجه نیست، در واقع درس بسیار خوبی است و کمک می‌کند تا دانش‌آموزان مطالعات غیردرسی داشته باشند. اگر بخواهیم فرزندان ما با کتاب انس بگیرند باید ساعت کتابخوانی در مدارس بالاخص مدارس ابتدایی وجود داشته باشد که بچه‌ها در ساعت کتابخوانی درباره کتابی که خوانده‌اند با هم حرف بزنند و کتاب به یکدیگر معرفی کنند. به عقیده من اینها راه‌هایی است که می‌شود کمک کرد تا بچه‌های ما با کتاب خواندن بیگانه نباشند.»

غذای روح را نذر کنیم
وقتی دانش‌آموز بودم همیشه هدیه برای دوستانم کتاب می‌خریدم. یک جمله با خط خودم و تاریخ همان روز را زیر آن می‌نوشتم و هدیه می‌دادم. همیشه در ذهنم بهترین هدیه کتاب بود. همین الان در همین سن و سالی هم که هستم هیچ هدیه‌ای بیشتر از کتاب من را خوشحال نمی‌کند. همیشه کتابخانه دوستانم برایم جذاب بوده و هست و این مبادله کردن کتاب بهترین بخش زندگی من است. چند وقت پیش یکی از دوستانم کتابی به من داد و گفت: این را من خوانده‌ام تو هم بخوان و به هرکسی که دوست داشتی بده تا او هم بخواند. کتاب را ورق ‌زدم. در اولین صفحه چند جمله با دستخط‌های متفاوت که در تاریخ‌های متفاوت نوشته شده بود توجهم را جلب کرد. من نفر چهارمی بودم که کتاب به دستم رسیده بود. در واقع من کتابی از گروه نذر کتاب دریافت کرده بودم. طرحی که برای بالا بردن فرهنگ مطالعه می‌تواند بسیار مثمرثمر باشد.
حاجی‌آبادی، بانی طرح نذرکتاب در‌این‌باره می‌گوید: «ما نذر کتاب را از سال ۸۸ شروع کردیم و هدفمان این بود که مردم با خواندن آشتی کنند. این ایده را به طرحی که در اروپا اجرا می‌شود با عنوان «کتابت را بخوان و جا بگذار» گره زدیم و با سنت حسنه نذری دادن که در ایام مختلف مذهبی انجام می‌شود، همراه کردیم. در آن سال که مصادف شده بود با بهمن ماه و شروع ماه محرم ،  ما دو یا سه ناشر بودیم که با ۱۰ یا ۱۲ عنوان کتاب، این کار را شروع کردیم. نگاه ما این بود که می‌توان در کنار نذری و دیگ قیمه‌ای که برای این مناسبت پخته می‌شود که البته بسیار کار خوب و پسندیده‌ای است و جزو سنت‌های ما است و قطعاً باید ادامه پیدا کند، یک بخشی از هزینه‌ها را برای بحث غذای روح مردم کنار گذاشت. اتفاق خیلی خوبی هم افتاد. بسیاری از خیران فرهنگی آمدند و گفتند: ما حاضریم بخشی از هزینه‌های کتاب‌ها را تقبل کنیم و به همین ترتیب تعداد ناشرها هم زیاد شدند. اکنون چیزی حدود ۳۰ ناشر هستیم که جمع شدیم تا پانزدهمین دوره که اکنون در حال برگزاری است و تا پایان ماه صفر هم ادامه خواهد داشت، برگزار شود. چیزی نزدیک به ۱۵۰ عنوان کتاب در حوزه دین و عاشورا در طرح امسال است. ما در ایام مختلف کتاب‌های مختلف ارائه می‌کنیم. مثلاً در فروردین ماه کتاب کودک، در ایام دفاع مقدس کتاب دفاع مقدس و در ایام محرم و صفر کتاب‌های عاشورایی را اهدا می‌کنیم. خود ناشرها هم بخشی از هزینه‌های کتاب را تخفیف می‌دهند؛ مثلاً کتابی را که همین الان ناشر می‌تواند با قیمت پشت جلد بفروشد را با ۵۰ درصد در اختیار ستاد نذری کتاب قرار داده است و ۵۰ درصد دیگرش را هم همان خیرانی که گفتم که نزدیک به ۲ هزار خیر تا الان شناسایی کرده‌ایم، تقبل کرده‌اند. این کتاب‌ها در تکایا و هیئت‌های مذهبی، مساجد و مدارس، ایستگاه‌های مترو، ایستگاه‌های اتوبوس و مکان‌های مختلف ارائه شده و در اختیار مردم قرار گرفته است.»
وی می‌افزاید: «تفاوت نذر غذای جسم با نذر غذای روح در اینجاست که هر نذر غذای جسم برای یک نفر است و معمولاً هم به محیط‌زیست آسیب وارد می‌کند و بعد از آن هم باید ظرف‌های یکبار مصرف را از کف خیابان‌ها جمع کنیم در حالی که نذری غذای روح اولاً به محیط‌زیست آسیب نمی‌رساند، دوماً هر یک کتاب نذری را قاعدتاً باید پنج نفر بخوانند. اینطوری هم به محیط‌زیست با قطع کمتر درخت و جنگل‌ها کمک می‌کنیم و هم به مردم یاد می‌دهیم که یک کتاب را پنج نفر می‌توانند با هم بخوانند و برای نفر بعدی یادداشتی یا  کامنتی بگذارند. به اضافه اینکه تمام مدیران فرهنگی یاد بگیرند که انتهای فرآیند نشر در همه جای دنیا فقط چاپ کتاب نیست، حتی فقط فروش کتاب هم نیست، بلکه خوانده شدن کتاب‌ها است. با این فرض تمامی کتاب‌هایی که در طرح نذر کتاب آمده است، کتاب‌هایی بوده‌اند که توسط مردم خوانده شده‌اند. اگر می‌گوییم چیزی حدود ۵ هزار کتاب نذر شده است این را باید ضرب در پنج کنید که همه اینها خوانده شده است. این طرح هم مثل همه تکیه‌هایی که به صورت کاملاً مردمی برگزار می‌شود، کاملاً مردمی است و هیچ حمایتی تا الان از هیچ جای رسمی دریافت نشده است به جز گاهی وقت‌ها که در نمایشگاه فضایی را دوستان ارشاد در اختیار ما قرار داده‌اند. در واقع تاکنون هیچ اتفاق عجیب و خاصی برای این طرح نیفتاده است، ولی مردم کار خودشان را انجام داد‌ه‌اند. درست است که من این طرح را به خاطر برخی سوءبرداشت‌های بعضی از دوستان حتی دولتی‌ها، در اداره کل مالکیت‌های معنوی به اسم خود ثبت کرده‌ام، اما این یک تکیه و خیمه فرهنگی است که همه می‌توانند به آن مراجعه و از آن استفاده کنند، ولی خواهش می‌کنم این برداشت را برداشت مالی برای خود نکنند، مانند دوستانی که آمدند و استفاده کردند و به دنبال منافع شخصی و مالی خود بوده‌اند. من از همین رسانه استفاده می‌کنم و از همه کسانی که تمایل دارند در این طرح شرکت کنند به هر شکلی که می‌خواهند، حتی اگر می‌خواهند این طرح را فقط تبلیغ و ترویج کنند دعوت به همکاری می‌کنم. همه علاقه‌مندان به نذر کتاب و ترویج فرهنگ کتابخوانی می‌توانند کلمه نذر کتاب را به سامانه ۰۲۱۰۰۰۰۳۶۵ ارسال کنند تا آدرس کانال‌های این طرح در شبکه‌های مجازی و سایت اطلاع‌رسانی برای برقراری ارتباط با مردم را به صورت خودکار دریافت کنند.»

 

نوشته ای از مدیر سایت

مهر ۲۹

به گزارش شبکه خبری گفتگو کتاب رتقدیر اصلاحات “نگاهی به فرآیند ظهور و تداوم جنبش اصلاح طلبی ایرانی” نوشته محمدمهدی مازنی توسط انتشارات هزاره ققنوس منتشر شد.

کتاب تقدیر اصلاحات، نوشته محمد مهدی مازنی بازخوانی فصلی از تاریخ جمهوری اسلامی است؛ فصلی که در آن شاهد تحولات گسترده در حوزه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بودیم.
در این دوره حوادث گوناگونی رقم خورد و مردم شاهد تحول در ادبیات حاکمیت بودند. روایت حوادث تلخ و شیرین آن روزها و بازخوانی پرونده دوران اصلاحات می تواند مفید باشد؛ از آن جهت که تجارب ارزنده ای از رفتار نخبگان و کنش و واکنش های مردم به دست آمده است.
در این کتاب به تبارشناسی جریان اصلاحات و سپس به شکل گیری دولت اصلاح طلب پرداخته شده و مسیر تغییر نام گروه های منتسب به چپ خط امام به گروه های اصلاح طلب تبیین شده است.
این جلد از کتاب در واقع فصل نخست “تقدیر اصلاحات” است و در آینده ای نزدیک فصل دوم آن منتشر خواهد شد.

 

کتاب  تقدیر اصلاحات: نگاهی به فرآیند ظهور و تداوم جنبش اصلاح طلبی ایرانی خرید اینترنتی کتاب

نوشته ای از مدیر سایت

مهر ۱۳

رضا حاجی ابادی مدیر انتشارات هزاره ققنوس در گفتگو با باشگاه خبرنگارن جوان گفت:پروژه باغ کتاب تأثیر چندانی بر اقتصاد نشر و فروش کتاب نداشته است.
وی افزود:
اگر بزرگترین کتاب‌فروشی در کل جهان را تاسیس کنیم اما محتوای کتاب‌ها خوب نباشد و کسی برای خرید کتاب مراجعه نکند، تغییری در اقتصاد نشر ایجاد نمی‌شود.

مدیر مسئول انتشارات هزاره ققنوس با اشاره به لزوم پاسخگویی به نیاز مخاطب و نیازسنجی در زمینه نشر کتاب اظهار کرد: ما در زمینه انتشار کتاب نیازسنجی نکرده‌ایم. بسیاری از کتاب‌های پرفروش ما در طرح‌های تابستانه کتاب آثار ترجمه هستند. اینکه با بودجه دولتی و شهرداری‌ها کارهای بزرگ انجام دهیم راه به جایی نمی‌برد. اگر بزرگترین کتاب‌فروشی در کل جهان را تاسیس کنیم اما محتوای کتاب‌ها خوب نباشد و کسی برای خرید کتاب مراجعه نکند، تغییری در اقتصاد نشر ایجاد نمی‌شود. دولت به جای اینکه در این زمینه مباشرت کند فقط بستر و زمینه بهبود اقتصاد نشر را فراهم می‌کند. اگر زمینه فراهم شود شاهد فروش کتاب خواهیم بود. کارهایی مانند احداث باغ کتاب در کشور انجام شده است اما آنچنان که باید و شاید موثر نبوده است.

نوشته ای از مدیر سایت

مهر ۰۲

به گزارش ایسکانیوز از حوزه هنری، تازه ترین برنامه «اتفاق ترانه» با حضور امیرحسین مدرس خواننده آلبوم‌های «روز رستاخیز»، «خورشید»، «ماه نی» و با حضور اشکان کمانگری خواننده آلبوم جدید مرکز موسیقی حوزه هنری با عنوان «سربلندان» و دکتر ضیایی پژوهشگر و نویسنده کتاب «جامعه شناسی تحریفات عاشورا»، حسن همایونی گوینده رادیو و جمعی از شعرا و علاقه‌مندان به این برنامه برگزار شد.

ضیایی در این برنامه با معرفی کتاب خود با عنوان «جامعه شناسی تحریفات عاشورا» گفت: این کتاب به بررسی علمی واقعه عاشورا و وقایع پس از آن از جمله شیوه برگزاری مراسمات عزاداری می‌پردازد.دکتر ضیایی در برنامه اتفاق ترانه

ضیایی در ادامه گفت: خرافات و تحریفات در عاشورا بحث اصلی این کتاب است. فصل اول آن نیز به بحث علمی خرافات پرداخته است. چرا اساسا خرافات به وجود می‌آید و یا چرا در بین برخی ملت‌ها خرافات بیشتر رشد و پرورش می‌یابد. همچنین وظیفه روشنفکران و نقش آنان در این موضوع را تحلیل و بررسی کرده است. چرا که روشنفکران دو وظیفه اصلی برایشان در نظر گرفته شده است. به بیان «دیوید راس» یکی از وظایف روشنفکران تقریر حقیقت به آستانه آگاهی مردم است. از دیگر وظایف اصلی روشنفکران کم کردن رنج مخاطبان به معنای تقلیل مرارت مخاطبان است.

**حقایق تحریفات مذهبی باید روشن بیان شود

وی افزود: دغدغه من در نگاشتن این کتاب تقابل روشنفکران در برابر حقیقت با عموم مردمی است که به برخی مسائل اعتقاد قلبی پیدا کرده‌اند. آیا روشنفکران پس از یافتن حقیقت باید آن را، هر چند تلخ و غیر قابل باور، به مردم بگویند یا نه؟ در فصل اول کتاب «جامعه شناسی تحریفات عاشورا» به ۸ دلیل قانع کننده، علمی و منطقی برای بیان حقیقت اشاره کردم. هر چند که باعث آزردگی خاطر مخاطب شود. تصور من از تحریفات تنها در مورد عاشورا بود. اما با بررسی بیشتر متوجه شدم که این اشکال در دیگر جوامع نیز وجود دارد. برای مثال در فیلم‌های آمریکایی دیده می‌شود که مسیح یک آدم چشم آبی با موهای طلایی اروپایی است. در حالی که اصلا مسیح به این شمایل نبوده است. مسیح در شهر «ناصره» به دنیا آمده و مردم این شهر از ابتدای تاریخ مو مشکی و چشم مشکی بوده اند. اصلا جمعیتی با چنین شمایلی در آنجا وجود نداشته است. این تحریف در قیافه کمی که پیشرفته تر می‌شود به تحریف در شخصیت هم منجر می‌شود.

** جایگاه برخی مداحان در فرهنگ عاشورا چیست؟

این پژوهشگر ادامه داد: برای من به عنوان یک پژوهشگر عاشورا، اصلا جالب نیست که تحریفات عاشورا را نقد کنم. ایام سوگواری محرم است. باید به یاد قدیس و قهرمان بزرگ اخلاقی امام حسین(ع) اشک ریخت و عزاداری کرد. اما این پرسش برای من مطرح است که چرا برای بسیاری از طبقات مذهبی ما محرم از رمضان ارزشمندتر و مهم‌تر شده است؟ چرا برای بسیاری از ما عاشورا از بعثت جایگاه ویژه‌تر یافته است؟ چه اتفاق باعث شده تا دین‌داری در حاشیه عزاداری قرار گیرد؟ با توجه به اینکه عاشورا اصل قرار گرفته است، چه اتفاقی سرقفلی این اصل را به دست مداحان داده است؟ مداحانی که عملا به کسی پاسخ‌گو نیستند و سواد درست و حسابی نداشته و قدرت‌ دخالت‌های عجیب و برخورد با امثال من که کتابی در این مورد نوشتم را دارند.‌ با این وضع آیا از عاشورا دین جدیدی در مقابل دین مبین اسلام شکل نگرفته است؟ تحریفات عاشورا و محرم دین اسلام را به حاشیه برده است. به حدی که حتی ظهر عاشورا باید به مسلمانان تذکر دهیم که دیگر عزاداری و سینه زنی و کوبیدن به طبل و دُهُل را کنار بگذارید و برای اقامه نماز ظهر عاشورا به خط شوید. چرا این عزاداری دین‌داری را به حاشیه برده است؟ سوالات بسیاری در این مورد است. تا کنون از خودتان پرسیده‌اید که چرا در محرم و صفر امامی متولد نشده است؟ در حالی که شواهد و تاریخ نشان می‌دهد که امام موسی کاظم(ع) در ۷ صفر متولد شده است. اینکه چرا و چگونه تاریخ را تغییر داده‌اند تا به مقاصد خودشان برسند جای سوال است؟ امروزه می‌بینیم که تاریخ تولد امام موسی کاظم (ع) با شیوه جعلی و بدون هیچ استناد تاریخی به ۲۰ ذی‌الحجه تغییر کرده است.

**عاشورا جزئی از دین اسلام است یا اسلام جزئی از عاشورا؟

وی با انتقاد از قرار دادن دین در سایه فرهنگ عاشورا گفت: عاشورا قاعده تاریخ اسلام و تاریخ تشیع نیست بلکه عاشورا استثنایی در تاریخ تشیع بود که متاسفانه در جامعه ما تبدیل به قاعده شده است. امام حسین(ع) امام صلح است نه امام جنگ و در همین کتابی که معرفی شد مفصل آورده‌ام که جنگ به امام حسین (ع) تحمیل شد و امام حسین (ع) هرگز به استقبال جنگ و کشته شدن نرفت. تا آخرین لحظه هم برای زنده ماندن تلاش کرد. چرا که هدف ایشان از حرکت به سوی کربلا اصلاحات جامعه اسلامی بود. امام حسین (ع) در این باره می‌فرماید: «إِنّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَ لا بَطَرًا و لا مُفْسِدًا وَ لا ظالِمًا وَ إِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاْصْلاحِ فی أُمَّهِ جَدّی» که به معنای «من از روی شرارت و مفسده و یا برای فساد و ستمگری قیام نکردم، من فقط برای اصلاح در امّت جدّم از وطن خروج کردم» است. حسین (ع) برای کشته شدن نیامده بود و هدف بالاتری به عنوان اصلاحات جامعه اسلامی، آنچنان که محمد(ص) و علی(ع) می‌خواست، در نظر داشت. شهادت ایشان آخرین انتخاب امام(ع) بود.

وی در ادامه گفت: حدیث ساختگی هم که امروزه در حسینیه‌ها و تکایا خوانده می‌شود با جمله «فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ یَرَاکَ قَتِیلاً» اصلا حدیث نیست و هیچ سندی شامل آن نیست. بر اساس این حدیث گفته می‌شود که «خداوند می‌خوست تا تو را کشته ببیند» و این مورد اصلا صحیح نیست.

ضیایی ادامه داد: عاشورا فرصتی برای شیعه بود که می‌توانست از آن به عنوان نماد صلح و عقلانیت استفاده کند. اما متاسفانه در مسیر اشتباهی حرکت کرده است که به مذهبی نو تبدیل می‌شود. مذهبی جدید که مناسک و احکامی هم برای خودش تراشیده و آخرتی که سنگ ترازویش بر اساس اشک تنظیم کرده را به جریان انداخته است.

وی در پایان گفت: به قول علامه حکیمی و علامه عسکری «این عاشورا را عاشورای دیگر باید» و شاید اگر حسین بن علی(ع) امروز زنده شود در مورد مسائلی که درباره او می‌گوییم تقریبا هیچ چیزی متوجه نشود و نداند که ما در مورد چه کسی سخن می‌گوییم.

تازه‌ترین برنامه محفل شعر و ترانه «اتفاق ترانه» با شعرخوانی بهروز پورمحمدی، پری پورسکوتی، خانم تکور، علی هاشمی، سعید سکاکی، آقای جهانگیری، علی رمزی و… همراه بود.

براساس این گزارش، محفل شعر و ترانه «اتفاق ترانه» شنبه‌های اول هر ماه ساعت ۱۷ در تماشاخانه مهر حوزه هنری برگزار می‌شود که اجرای آن به‌ عهده علیرضا بدیع شاعر و ترانه‌سرای معاصر است.

اتفاق ترانه

نوشته ای از مدیر سایت

مهر ۰۲

رضا حاجی‌آبادی، مدیر انتشارات هزاره ققنوس و بانی طرح نذر کتاب، در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، از اجرای پانزدهمین دوره این طرح خبر داد و گفت: در این دوره از طرح حدود ۲۵ ناشر فعالیت دارند. این طرح از آغاز ماه محرم شروع می‌شود و تا پایان ماه صفر ادامه دارد. در این مدت بیش از ۱۰۰ عنوان کتاب با موضوع دین، عاشورا و سیره اباعبدالله(ع) در قالب نذر کتاب توزیع می‌شود.

وی با بیان اینکه هدف از برگزاری این طرح، اطلاع‌رسانی درباره قیام کربلا و اهداف امام حسین(ع) از این قیام است، ادامه داد: قیام امام حسین(ع) برای به دست آوردن منابع مادی قیام نکردند، ایشان حتی در روز عاشورا برای آگاهی دشمن سخنرانی کردند تا راه را به آنها نشان دهند، از این رو ما نیز قصد داریم تا با این نذر معنوی و فرهنگی، در زمینه اهداف قیام کربلا اطلاع‌رسانی کنیم.

بانی نذر کتاب به برنامه سیزدهمین دوره این طرح اشاره کرد و یادآور شد: ما به همه درخواست‌ها پاسخگو هستیم. دبیرخانه نذر کتاب آمادگی دارد تا در هیئاتی که علاقه‌مند هستند، کتاب‌های این طرح را توزیع کند. در صورت تمایل هیئات، این کار به صورت رایگان صورت خواهد گرفت. علاوه بر این، علاقه‌مندان برای مشارکت در اجرای این طرح، می‌توانند با مراجعه به سایت نذر کتاب به نشانی nazreketab.com یا با ارسال پیامک به شماره ۰۲۱۰۰۰۰۳۶۵ و یا از طریق کانال تلگرامی https://telegram.me/nazrkatab می‌توانند در خرید یا توزیع آثار مشارکت کنند. علاقه‌مندان می‌توانند در زمینه معرفی کتاب، خرید آثار(به صورت نیم‌بها یا تمام بها) و توزیع کتاب‌ها مشارکت کنند، تنها درخواست ما این است که علاقه‌مندان در هر کدام از مراحل که شرکت می‌کنند، آداب این نذر را هم رعایت کرده و آش ریخته را نذر امامزاده نکنند؛ به این معنی که کتاب‌هایی که از نظر کیفیت پایین هستند یا از نظر محتوایی قابل قبول نیستند، وارد این نذر نکنند.

 

حاجی‌آبادی به میزان گردش مالی این نذر در ۱۴ دوره گذشته خبر داد و گفت: طی ۱۴ مرحله اجرای طرح نذر کتاب از سال ۱۳۸۸ تا اردیبهشت ماه سال جاری، نزدیک به ۷۲ هزار جلد کتاب نذری(با سرانه قیمت پشت جلد حداقل ۱۲۰ هزار ریال) به ارزش ریالی حدود ۸٫۷ میلیارد ریال بین مردم توزیع شده است.

 

نوشته ای از مدیر سایت

مهر ۰۲

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا کتاب «اگر فرشته‌ها خندیده بودن» نوشته سیدعلی کاشفی خوانساری شامل ۱۰ داستان کوتاه با موضوع‌های  اجتماعی از سوی انتشارات هزاره ققنوس برای نوجوانان منتشر شده است.

اگر فرشته ها خندیده بودند

اگر فرشته ها خندیده بودند

«آن شب‌ها، حاضر و غایب، حامد، چشم‌ها می‌شنوند، هفتمین آبی، افسانه یک خانم، چادر نماز، خبر خوش، اگر فرشته‌ها خندیده بودند و محمد» عنوان‌های داستان‌های این مجموعه است.

در بخشی از داستان «حاضر غایب» می‌خوانیم: «نگاهی به ساعت کردم به تحویل سال ۱۰ دقیقه مانده بود. مادرم لباس نوهای محمد و مریم را تنشان کرده بود و آنها را هم سر سفره نشانده بود. قاب عکس بزرگه بابا را هم از دیوار برداشته بود و به گلدان وسط سفره تکیه داده بود. سال که تحویل شد همدیگر را بوسیدیم و مادرم یک صدتومانی از لای قران به من عیدی داد و من هم به محمد و مریم هرکدام یک بیست تومانی دادم.
اول از همه امام پیام داد. امام گفت این مشکلات همه امتحان الهی است و دعا کرد که سال ۶۷ سال پیروزی رزمندگان اسلام باشد. دو سه ساعتی بیشتر از عید نگذشته بود که برنامه تلویزیون قطع شد و آژیر زدند. پشت آن هم از صدای یک موشک خانه لرزید. مادرم شروع کرد به نفرین کردن.»

سیدعلی کاشفی خوانساری، نویسنده و منتقد ادبیات کودک و نوجوان، در سال ۱۳۵۰ در تهران به دنیا آمد. وی تا کنون بیش از ۴۰  عنوان کتاب منتشر کرده که عمدتاً در حوزه مسائل نظری ادبیات کودک و نوجوان، تاریخ ادبیات و مطبوعات کودکان ایران بوده است. از جمله آثار کاشفی خوانساری می‌توان به «لالایی‌های تا لیلایی»، «آن که رفت، آن که نیامد»، «شاهنامه‌های کودکانه (کتاب‌شناسی)»، «سروده‌های پس از مرگ»، «عروسک‌های خدا»، «قصه روزنامه‌جات عهد بوق»، «کودکان و شاهنامه»، «مزاحمان»، «تاریخ ادبیات دینی کودک و نوجوان»، «بابای سوره» و «مهمان» اشاره کرد.

انتشارات هزاره ققنوس، مجموعه داستان «اگر فرشته‌ها خندیده بودن» را در قالب ۶۸ صفحه با شمارگان ۵۵۰ نسخه و قیمت ۸۵ هزار ریال منتشر شده است

نوشته ای از مدیر سایت

شهریور ۲۱
بودیسم و صوفیسم

بودیسم و صوفیسم

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ویراست جدید کتاب «بودیسم و صوفیسم» نوشته سیدعبدالحمید ضیایی منتشر شده است.

کتاب حاضر در شش فصل با عناوین جغرافیای رنج و رهایی، عرفان ایرانی و سرچشمه‌ها آن، آیین بودا و تصوف ایرانی؛ معرفت‌شناسی، بودیسم در آسیای مرکزی و خراسان قدیم، ردپای اندیشه‌های بودا در فرهنگ و ادب پارسی و سلوک و منازل عرفان؛ بحثی تطبیقی در شباهت‌ها سامان یافته است.

موضوع این کتاب، تحلیل و بررسی شباهت‌های آیین بودا و عرفان خراسانی و به عبارت دیگر، بررسی تواردها و تأثیرات آیین بودا بر عرفان ایرانی (تصوف خراسانی) و تبیین شباهت‌ها و پیوندهای این دو مدرسه‌ی عرفانی است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:‌ «در روزگار ما، سکولاریسم ستیزه‌جویِ مسیحی، بنیادگرایی داعش و القاعده به نام اسلام و خشونت بودائیانِ برمه، جا را بر حقیقت، اخلاق و زیبایی تنگ کرده است. آیا اخلاقِ نیکوی محمد(ص)، محبت بی‌دریغ مسیح (ع) و لبخند شفقت‌آمیز و طنز‌آلودِ بودا، غایبانِ بزرگِ روزگار ما نیستند؟
فارغ از مباحث و مجادلاتِ درازدامن و بی‌نتیجه‌ی فلسفی درباره نوع انسان، به چه پرسش‌هایی باید و می‌توان پرداخت که شاید اندکی از رنج آدمیان و اندوهِ ازلی و ابدی آنان بکاهد؟ خاستگاه رنج‌هایِ واقعیِ آدمیان و اندوهِ ازلی و ابدی آن بکاهد؟ خاستگاه رنج‌هایِ واقعیِ آدمیانِ گوشت و خون‌دار چیست؟ همین آدمیانی که تیر زهر‌آلودِ مرگ را در سینه دارند و با کمترین فاصله، چشم در مغاکِ گرسنه‌ی عدم دوخته‌اند!
«هرمنوتیکِ رنج»؛ شاید این عبارت مناسب‌ترین اصطلاح برای توصیف ویژگی‌ مشترک زندگی آدمیان باشد.»

به گفته مولف، دو مکتب رازگرایانه که اهتمام خود را فروکاستنِ رنج‌انسان‌ها و تقلیل مرارت آنان دانسته‌اند. آیا می‌توان از ورای فاصله‌های بعید تاریخی و اقلیمی، بین این و دبستانِ عرفانی پُل بست و به جست‌وجوی راهی برای رهایی از رنج مشترک آدمیان برآمد؟ آیا از «نیروانا»ی بودا و «فنا»ی صوفیان کاری برمی‌آید؟ یا باید مطالعه‌ی شیوه‌های زیستن انسانی و اخلاقی مشترک در دو مدرسه‌ی عرفانی را بیاغازیم؟ آیا مطالعه‌ی سَبکِ زندگی عرفانی، بدون مطالعه پیش‌فرض‌های متافیزیکی آن ممکن و در صورت امکان، مطلوب خواهد بود؟

بررسی تطبیقی عرفان‌های متفاوت‌، کاری ارزشمند و در عین حال دشوار است؛ زیرا تطبیق دو آیین عرفانی که در دو قلمروی متفاوت جغرافیایی و فرهنگ و تاریخ متمایز پدید آمده‌اند، بدون توجه به مبادی هرمنوتیکیِ تفسیر وقایع/ متون از یک‌سو و افق‌های معنایی این آیین‌ها از سوی دیگر، کاری بی‌نتیجه و عبث خواهد بود.

«مطالعات عرفان تطبیقی/ مقایسه‌ای، علاوه بر ارزش‌ تئوریک، شأن عملی و کاربردی ویژه‌ای نیز دارد. این نوع مطالعه، به‌رغم دشواری‌های بسیار و مه‌آلودگی و ابهام ذاتی، گاه می‌تواند در جهانِ معنا باخته و خلأ‌آمیز معاصر، به آفرینش معنا منجر شود. به عبارت دیگر برای آن که باب اقلیم‌های دیگر حضور را بگشاییم، به کلیدهای دیگر شناخت نیازمندیم… در آن‌جا باید قیدها را گسست. در آن‌جا گفت‌وگو برقرار است؛ اما نه گفت‌وگوی بازیگوشانه میان فرهنگ‌ها، بلکه گفت‌گویی در فراتر تاریخ… به برکت وجود این قوه‌ی خیال است که شانکارا، ابن‌عربی و چوانگ‌تسو از لحاظ معنوی، معاصر یکدیگر می‌شوند… اکنون جهان به‌سوی آخر زمانی پیش می‌رود که عاری از استحاله‌های معنوی است، آخر زمانی بدون غایت. از همین‌رو به اعتقاد من، انکشاف وجه دیگر چیزها شاید بتواند به این جهان خالی از معنا روحی بدمد و تعادل از میان رفته را از نو برقرار کند.»

البته نمی‌توان و نباید با نگاهی یک‌سره خوش‌بینانه، دچار غفلت یا تغافل شد. زیرا احتمالا این رویکرد و اندیشیدن به تحقق آن، تا حدی آرمان‌گرایانه، تخیّلی و انتزاعی به نظر برسد و ظاهراً حاوی و حامل مقادیر معتنابهی از آرزواندیشی و خیال‌پروری شاعرانه باشد! در شکل‌گیری گفت‌وگویی فرهنگی و تمدنی، عوامل متعدد معرفتی و غیرمعرفتی دخالت دارند و سودایِ تعادل‌زایی در جهان معاصر، بی‌توجه به واقعیت‌های متصلّب‌ِ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، راهی به دهی نخواهد بود.

مولف تاکید می‌کند که عرفان، پدیده‌ای کانونی و اثرگذار در ایران و آسیای مرکزی بوده و همواره در شکل‌گیری جنبش‌های فکری و حتی سیاسی ـ اجتماعی، نقش چشم‌گیری داشته است. با توجه به وضعیت بغرنجِ رشد رادیکالیسم خشونت‌گرا در جهان (که تحولات واپسین آن را در کشتار مسلمانان در میانمار و جنایات دولت (اصطلاحا اسلامی) داعش می‌توان دید.) این پژوهش با هم‌کاوی و ایجاد افق مشترک از طریق خوانش هرمنوتیکیِ متون عرفانی بودایی و ایرانی، نوعی از گفت‌وگوی تمدن‌ها و فرهنگ‌ها را مجسم ساخته و با این شیوه به مفاهمه و هم‌سُخنی فرهنگ‌ها مدد می‌رساند. تردیدی نیست که رویکرد ناقدانه و منصفانه به ادیان و عرفان‌های دیگر، نه‌تنها به معنی تبلیغ، تهاجم یا نفوذ فرهنگی نخواهد بود؛ بلکه به آشنایی خود از طریق درک دیگری منجر خواهد شد.

ویراست جدید کتاب «بودیسم و صوفیسم» نوشته سیدعبدالحمید ضیایی با شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه در ۴۰۵ صفحه به بهای ۲۵ هزار تومان از سوی انتشارات هزاره ققنوس منتشر شده است.

 

نوشته ای از مدیر سایت

شهریور ۰۶
هیروشیما طور دیگری زیباست

هیروشیما طور دیگری زیباست

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا انتشارات هزاره ققنوس به تازگی، گزیده اشعار حسین آکین، شاعر اسلام‌گرای ترک را با ترجمه وحید ضیایی و آیدین ضیایی راهی کتابفروشی‌ها کرده است.

حسین آکین شاعر، روزنامه‌نگار و منتقد ادبی در دوره دبیرستان تدریس می‌کند و علاوه بر آن، در نشریات ترکیه نیز یادداشت‌هایی از او منتشر می‌شود. آکین با شعر زندگی می‌کند اما در کنار شعر، در حوزه‌های داستان‌نویسی و نقد ادبی نیز فعالیت دارد و بیش از ۲۰ عنوان کتاب در زمینه‌های مختلف ادبی از او به چاپ رسیده است. آکین دو بار در جلسه دیدار شاعران با مقام معظم رهبری حضور داشته است.

این کتاب از ۲۰ شعر تشکیل که نیمه اول آن به زبان فارسی و نیمه دوم آن به زبان ترکی منتشر شده است.

در یکی از اشعار این کتاب می‌خوانیم:
«‌مرگ همین نزدیکی‌هاست
بعد زندگانی ای پلید
هر روز به خود بیشتر
هر لحظه حق به جانب‌تر
پنهان در آنسوی سرنوشت‌هامان
مرگ بی‌گمان سفری دیگر
بعدی زندگانی‌ای پلید
دل آشوبه‌ای تا محشر
قهقه‌ای پایانی، هق هق آخری
تنها به خویشتن یار
تنها به خویش انباز
بر زبان‌هامان جاری
در اولادهامان پنهان!»

گزیده اشعار حسین آکین، شاعر ترک با عنوان «هیروشیما طور دیگری زیباست»، با ترجمه وحید ضیایی و آیدین ضیایی در ۹۶ صفحه، شمارگان۵۵۰ نسخه و به‌بهای ۹ هزار و ۵۰۰ تومان توسط انتشارات هزاره ققنوس راهی بازار نشر شده است

نوشته ای از مدیر سایت

شهریور ۰۵

زبان فارسی در هند

به گزارش خبرنگار مهر، انتشارات هزاره ققنوس به تازگی کتابی را با عنوان «زبان فارسی در هند» را به کوشش شیخ اشتیاق احمد و نرگس جابری نسب منتشر کرد.

این کتاب شامل شش مقاله درباره تاریخچه گسترش زبان فارسی در شبه قاره هند است که سعی داشته دریچه‌ای تازه برای پژوهش در زمینه هند شناسی و گسترش زبان فارسی در هند بازکند.

این کتاب شامل شش مقاله با عناوین زبان فارسی در عصر گورکانیان هند، شیخ شرف الئین احمد یحی منیری، سراج الدین علی خان آرزو، نواب صدیق حسن‌خان، منشی نولشکور و منشی هرگوپال تفته منتشر شده است.

در مقاله نخست درباره گسترش زبان فارسی در هندوستان در دوره پادشاهان گورکانی صحبت شده است و در مقاله دوم  به نقش شیخ شرفدالدین در گسترش زبان فارسی در ایالت بهار هند توسط صوفیان هندوستان پرداخته شده است.

در سومین مقاله زندگی سراج‌الدین علی  شاعر و تذکره نویس  و فرهنگ نویس قرن دوازدهم هندوستان و نقش او در گسترش زبان فارسی مورد توجه قرار گرفته و در مقاله چهارم  به زندگی نواب صدیق حسن‌خان به عنوان یکی از شخصیت‌های توسعه دهنده فارسی در هند طی قرن نوزدهم میلادی توجه شده است.

مقاله پنجم با عنوان منشی نولکشور درباره زندگی این ادیب و روزنامه‌نگار هندی صحبت کرده است و درباره تاثیر او در گسترش فارسی در هند صحبت کرده است. مقاله پایانی کتاب نیز در باره نقش منشی هرگوپال تفته به عنوان یکی از هندویانی که در گسترش فارسی در هندوستان تلاش کرده است صحبت کرده است.

این کتاب را نشر هزاره ققنوس در ۳۰۴ صفحه و با قیمت ۳۰ هزار تومان منتشر کرده است

نوشته ای از مدیر سایت

شهریور ۰۱

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «لیلی‌‌های لیبرال: پرسش‌هایی درباره ماهیت عشق‌های کلاسیک و مدرن» نوشته سیدعبدالحمید ضیایی منتشر شده است.

در بخشی از مقدمه کتاب می‌خوانیم: «سخن گفتن و دقت‌ورزیدن درباره‌ی عشق، کار آسانی نیست و همواره به نتایج دلخواه ختم نمی‌شود. چیزی شبیه ذره‌بین یا میکروسکوپ به دست گرفتن برای کشفِ پستی و بلندی‌های رخساره‌ی معشوق! حتی گاهی باعثِ آزردگیِ خاطر عشق‌بازان نیز می‌شود. اما چه می‌توان کرد؟

«لیلی‌های لیبرال»، نامی که بر این رساله‌ی کوچک نهاده‌ام، در نگاه نخست ترکیبی متناقض‌نما به دیده می‌آید و گونه‌ای از ستیزِ ناسازها و مفهوم‌های ناهمگون را در آن می‌توان یافت. از سویی «لیلی»، نمادِ عشقِ انحصاری و اسطوره‌‌ای به شمار آمده و از سوی دیگر لیبرال، وصفی‌ است که بیانگر تنوع و تکثر در دوست داشتن/ عشق‌ورزی است. می‌توانید به جایِ لیلی‌های لیبرال، بگویید «مجنون‌های لیبرال»؛ لیلی و مجنونش چندان توفیری ندارد.

تا یادم نرفته بگویم که مقصودم از لیبرالیسم، اشاره به آرا و اندیشه‌های جان لاک، منتسکیو، آیزایا برلین، جان راولز، کارل پوپر، فون هایک و… نیست. منظور همین لیبرالیسمِ نیم‌بندِ خودمانی است. این را هم بگویم که وصف لیبرال را برخلافِ نگاه و رویکرد مرسوم در جامعه‌ی ایرانی، به معنای منفی و سیاسیِ رایجش به کار نبسته‌ام؛ بلکه منظورم چنان‌که در ادامه خواهد آمد، اشاره به روزگاری است که در آن دوره‌ی «مجنون بازی»‌ و «لیلی‌سازی» به سرآمده و بلانسبتِ چند استثنایِ رو به انقراض، هم «مجنون»ها از شش جهت و سرو گوششان می‌جُنبد و هم «لیلی‌»ها، دلبرانِ یک سر و هزار سودا شده‌اند! هر دو بر قبله‌های متعدد نماز می‌گزارند و هر روز به عشقی نو خرقه می‌دوزند و فردا همان خرقه به اندام‌شان زار می‌زند! در واقع عاشق شدن و فارغ‌شدن از عشق، هنوز از مهم‌ترین مسائلی‌ست که مردمانِ روزگار ما با آن پنجه در پنجه می‌افکنند! لیبرال می‌گویم و مرادم اشاره به تنوع‌طلبی و کثرت‌گرایی نهفته (و شاید هم آشکار) آدمیان همروزگارمان است.

برخلاف عشق اسطوره‌ایِ انحصارگرا، در عشق از لیبرال، به جای آن‌که به معشوقی یگانه تا آخرین نفس و با تمام قوا! عشق ورزیده شود، کوشش برآن است که «افرادِ بیشتری را به میزانِ کمتر دوست داشته باشند»، تا ضریبِ وقوعِ خطرات و مخاطرات نیز به حداقل برسد! صد البته این حرف و حدیث‌ها و پرسش‌ها، چیزی از ارزش عشق (از هر نوعی که باشد) نخواهد کاست.

آن‌چه می‌خوانید، تأملات و پرسش‌هایی است که خود، در سالیانِ اخیر درباره‌ی مفهوم عشق و انواع و اطوار آن داشته‌ام یا در این کتاب و آن جریده خوانده و دیده و در این جا صورت‌بندی کرده‌ام.

شاید پس از خواندنِ این سطرها، خواننده به هیچ پاسخی در باب پرسش‌های طرح شده نزدیک نشود. اما چه باک از فقدانِ پاسخ؟ که عشق، خود پرسشی مهیب و هول‌انگیز است که سخن گفتن از آن، اگر نگوییم ناممکن، اما دشوار می‌کند.

عاشقانِ بزرگِ تاریخ، به‌ویژه آنان که گاهی از معرضِ این طوفان کناره جسته و به شرحِ واقعه پرداخته‌اند، نیز خیلی در تبیین چند و چون این حادثه توفیقی نیافته و ناخرسند هم نبوده‌اند. از این بابت که باور داشته‌اند همان سزاوارتر که این اوراق به آبِ دریا شسته شود؛ چرا که درس عشق در دفتر نباشد»

کتاب «لیلی‌‌های لیبرال: پرسش‌هایی درباره ماهیت عشق‌های کلاسیک و مدرن» نوشته سیدعبدالحمید ضیایی با شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه در ۷۲ صفحه به بهای ۸ هزار تومان توسط انتشارات هزاره ققنوس منتشر شده است.

نوشته ای از مدیر سایت

مرداد ۳۰
کتاب «گردشگری معماری» به پیشخان آمد

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گردشگری و محیط ساخته شده، گردشگری معماری در مفهوم شهری فضا و زمانی، معماری معاصر و تصویر مقصد، گردشگری معماری و مناظر خاص و نتیجه‌گیری عناوین فصول شش گانه کتاب حاضر هستند.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «در طی دهه گذشته، شهرهای توریستی مانند بارسلونا، برلین؛ پاریس و پکن از معماری معاصر، برای گسترش تصویر خودشان و بالابردن آگاهی جهانی از موقعیتشان بسیار بهره گرفته‌اند. از سوی دیگر برای مکان‌هایی که هنوز برای اهداف گردشگری آماده نیستند اکوتوریسم یک چشم‌انداز جدید و گسترده ارائه گردیده، در حالی که مقبره‌های تاریخی و چشم‌اندازهای طبیعی، موقعیت‌های منحصر‌به‌فرد و بی‌همتایی هستند، اما معماری معاصر ابزاری برای جلب توجه به مکان‌هایی که در امر گردشگری نادیده گرفته شده و می‌تواند تصاویر جدیدی از این مکان‌ها ایجاد کند.

گوتو و گرنتلر عنوان کردند که اگر جذابیت‌های طبیعی و کمّی، وجود دارد، باید برای ساخت موارد جذاب جهت جذب گردشگر در مکان‌ها سرمایه‌گذاری نمود. در نتیجه از مهندسان معمار معروف از فاستیو، حدید، کالاتراو تانوول، کولوس‌ها خواسته شده تا نمونه‌های این قبیل ساختمان‌ها بسازند، که گری توانست در بیلبائو بسازد. در حقیقت، به نظر می‌رسد که معماری ـ با نام برند ـ بیلبائو تبدیل به یک فرمول جهانی مورد توجه، برای خلق تصاویر از مکان جدید و جذب انبوه توریست شده باشد. بعد از آن ستاره‌های معماری برای مکان‌های کوچک گردشگری که هیچ جاذبه مهمی ندارند به کار گرفته شد. اثر بیلبائو یک معجزه بسیار ضروری و جدید بود. وقتی در سال ۱۹۷۷، مرکز پمپیدو در پاریس برای عموم افتتاح شد اهمیت آن برای معماری و گردشگری، قابل پیش‌بینی نبود.

همان‌طور که جان اوکمان از دانشگاه کلمبیا عنوان می‌کند: هم‌مکان‌ها پمپیدو و م گری جاهای غریبی بودند که از دنیای دیگری آمده‌اند اما اینکه این شیء در پایتخت اصلی دنیا (منظور پاریس می‌باشد) یا یک شهر کوچک و کم مرتبه فرود آید، تفاوت مهمی ایجاد می‌کند. موزه گوگنهایم گری نقش مهم و اساسی در اقتصاد گردشگری، بیلبائو داشته اما مرکز پمپیدو تنها جزء کوچکی در حوزه وسیع جاذبه‌های توریستی پاریس است.

به عبارت دیگر می‌تواند گفت که بسیاری از گردشگران غالباً برای دیدن گوگنهایم با بیلبائو نمی‌روند اما اثبات این موضوع که گردشگران فقط برای دیدن پمپیدو به پاریس می‌روند، دشوار خواهد بود. با این وجود، تشابهاتی هم وجود خواهد داشت مانند ظاهر خارق‌العاده هر دو آنها که کاملاً از هر معماری که در اطراف آنها متفاوت است و از این حیث، به‌شدت مورد بحث و نقد قرار گرفته‌اند. به علاوه، هر دو ساختمان «معماری‌های برندی (خاص)» نام گرفته‌اند و از شهرت و آوازه سازندگانشان سود می‌برند در حالی که آنها هم به همان اندازه باعث شهرت سازندگانشان شده‌اند (یعنی شهرت سازنده باعث معروفیت بنا شده و خود بنا هم به شهرت سازنده افزوده است)

فری می‌گوید: چنین پروسه‌ای که منفعت دوجانبه در بردارد را «چرخه با فضیلت» می‌نامند. اما آیا چنین «معماری برندی» واقعاً موفقیت اقتصادی را تضمین می‌کند؟ آیا محتوایی معتبر برای فعال‌سازی رشد یا دگرگونی در شهرها یا مناطق درگیر این موضوع، مناطقی که از نظر اقتصادی راکد هستند و یا رو به زوال می‌باشند، ارائه می‌کند؟ آیا داستان موفقیتی همچون بیلبائو و بیوبورگ در مکان‌های دیگر هم قابل تکرار است؟ براساس پلازا، همیشه مشخص نیست که موفقیت چنین استراتژی‌هایی در جذب توریست چه تاثیری دارد. شهرها می‌توانند از نظر اهمیت زیبایی شناختی رشد کنند، اما هم‌چنان در جذب جریان قابل توجهی از توریست‌ها موفق نباشند. پروژه‌‌های زیادی از این نمونه پیروی کردند که در حقیقت، اصلا موفق نبودند و منتقدان همواره خواستار این هستند که، این حوزه از معماری خاص و معماری‌های برندی پایان یابد. به عبارتی … در جریان است.»

در بخش دیگری از کتاب حاضر آمده است: «از نظر کیرچوف (۱۹۹۷)، فضایی راحت و طبیعی و محیطی دست نخوره و بکر از جمله مهم‌ترین انتظارات گردشگران برای بازدید از یک محل می‌باشد. بنابراین معمار گردشگری و تنظیم چشم‌انداز آن دو عامل اصلی در ایجاد رضایت در طول سفر و مقصد در افرادی است که برای تعطیلات در سفر می‌باشند. در واقع، اگرچه گردشگری یک صنعت خدمات محور می‌باشد اما معماری هنوز یکی از عناصر کلیدی محسوب می‌شود.

بنابراین، وایرمیر بر این باور بود که معماری و طراحی (همراه با طبیعت و منظره) در مقابله با خدمات گردشگری جهانی ناملموس، قابل درک و لمس بوده و یا تجاربی است که قاطعانه در عدم اطمینان که در کاهش کیفیت وجود دارد، کمک می‌کند و انسجام و ارتباط را در تجربه گردشگران ایجاد می‌کند. طیف وسیعی از نویسندگان، این موضوع را دنبال کرده و دریافته‌اند که مجموعه‌ای از عناصر ملموس و غیرملموس هستند که گردشگری را قابل تعریف می‌کنند.»

کتاب «گردشگری معماری» نوشته یان اشپشت به ترجمه افشین سفاهن و راحله ظهوری قره درویش لو با شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه در ۲۲۴ صفحه به بهای ۱۸ هزار تومان توسط انتشارات هزاره ققنوس منتشر شده است.

نوشته ای از مدیر سایت

مرداد ۲۶
رضا حاجی‌آبادی، مدیر انتشارات هزاره ققنوس در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، درباره باغ کتاب تهران گفت: هر فرآیندی که منجر به خواندن کتاب می‌شود، چه نذر کتاب باشد و یا کتاب‌هایی به صورت رایگان توزیع شود و یا طرح‌هایی از این دست، موافق هستم؛ از این رو به نظرم باغ کتاب تهران نیز می‌تواند امکانی را برای ترویج بیشتر کتاب و کتابخوانی فراهم آورد؛ هر چند ناشران نسبت به آن انتقاداتی دارند.
وی افزود: به نظر می‌رسد مشکل جای دیگری است و باید ناشران و نویسندگان به آسیب‌شناسی آن بپردازند، یکی از این مشکلات عدم توجه به ذائقه مخاطبان است؛ چرا که مخاطبان پاسخ نیازهای خود را در کتاب‌های منتشر شده نمی‌یابند تا به سراغ خرید و خواندن آن هم بروند.
حاجی‌آبادی ادامه داد: اغلب کتاب‌هایی که به چاپ‌های متعدد و شمارگان بالا می‌رسند، نویسندگان آنها توانسته‌اند ذائقه مخاطب را شناسایی کرده و براساس آن دست به قلم شوند. البته در این میان کتاب‌های تبلیغی نیز وجود دارد که آمار چاپ و تیراژ آنها واقعی نیست.
مدیر انتشارات هزاره ققنوس در ادامه گفت: ما باید به سمت آمارهای واقعی برویم و تعداد شمارگان کتاب حائز اهمیت باشد، نه تعداد عناوین. چرا که هر چه تعداد عناوین یک ناشر و یا نویسنده افزایش یابد، از کیفیت آنها کاسته خواهد شد.
وی در پایان یادآور شد: باغ کتاب تهران می‌تواند در راستای ترویج کتاب و کتابخوانی نقش مهمی ایفا کند که این امر با خریدهای عادلانه از همه ناشران ممکن می‌شود تا همه کتاب‌ها در رقابتی برابر برای مخاطبان عرضه شود.

نوشته ای از مدیر سایت

مرداد ۲۴
بخش کتاب و کتاب خوانی تبیان
آخرین غزل

انتشارات هزاره ققنوس دومین دفتر از مجموعه غزل‌های انتظار را با عنوان «آخرین غزل» را به کوشش رحیم زریان منتشر کرد.

این کتاب که پیش از این دفتر نخست از آن در سال ۱۳۹۰ منتشر شده بود، در این مجلد۱۵۶ غزل از شاعران معاصر را با همت رحیم زریان که همه با موضوع انتظار سروده شده است در خود گردآوری کرده است.

این کتاب همچنین مقدمه‌ای از محمد رضا سنگری و حجت‌الاسلام زکریا اخلاقی را نیز در بر دارد. در بخشی از مقدمه محمد رضا سنگری بر این کتاب آمده است: شعر انتظار گذشته، در مفهومی که امروز از اینگونه شعر می‌فهمیم در گذشته بسیار نادر و کمیاب است. در سروده‌های قرن ششم و هفتم و هشتم، گاه گاه اشاراتی به نام مهدی(عج) و در کنار آن به فتنه دجال و به ندرت به عدالت و انصاف و آرامشی در عصر ظهور می‌شود، شده است اما آن قدر اندک و در حاشیه است که نمی‌توان نمونه‌ای مستقل و تام در این زمینه یافت. البته غزل‌های حافظ در این میان استثنا است و او به آشکار و اشارت به نام و موضوع انتظار پرداخته است و غزل‌هایی مستقل در این باب دارد.

این کتاب که پیش از این دفتر نخست از آن در سال ۱۳۹۰ منتشر شده بود، در این مجلد۱۵۶ غزل از شاعران معاصر را با همت رحیم زریان که همه با موضوع انتظار سروده شده است در خود گردآوری کرده است.

وی همچنین موضوعاتی مانند شکست بن‌بست‌های فکری، روحی و اقتصادی، انتظار و بی‌تابی و شوق رویت، شکوه و اعتراض به ظلم و بیدا در جهان، پیوند میان عاشورا و شهید و شهادت با ظهور، ترسیم مسئولیت و تعهد منتظران در عصر غیبت را ویژگی‌های شعر ظهور عنوان کرده است.

همچنین زکریا اخلاقی نیز در بخشی از مقدمه خود بر این کتاب می‌نویسد: شعر مهدوی یکی از شاخه‌های با طراوت و پربار شجره طیبه شعر آیینی است و شعر آیینی در ادبیات پارسی سابقه‌ای به قدمت خود شعر دارد. شعر برخواسته از شعور شاعر است و شعور انسانی شاعر نمی‌تواند بر این حقیقت درخشان چشم ببندد و از کنار آن بی‌توجه بگذرد. از پیشینیان ما آنها که در امر دین زبان گشوده‌اند، از مهدی نیز کاه به صراحت و گاه به کنایت سخن گفته‌اند. اگرچه نخستین اشاره‌ها به نام مبارک مهدی را باید در آثار اوایل قرن پنجم جستجو کرد اما این عقیده روشن از آغاز تا به امروز بیش از هزار سال است که با شعر پارسی همراه بوده است و یکی از چان مایه‌های شاعران دین باور ما به شمار می‌آمده است.

این دفتر شعر را انتشارات هزاره ققنوس با قیمت ۲۲۵۰۰ تومان منتشر کرده است.

نوشته ای از مدیر سایت

مرداد ۲۲

به گزارش بی‌باک،رادیو گفتگو : برنامه صبح و گفت وگو با موضوع طرح تابستانه کتاب؛ فرصتی برای مطالعه، با حضور سید کاظم حافظیان رضوی عضو هیئت مدیره انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران و در ارتباط تلفنی با رضا حاجی آبادی مدیر انتشارات هزاره ققنوس از آنتن رادیو گفتگو پخش شد.

سید کاظم حافظیان رضوی در ابتدای این برنامه در خصوص طرح تابستانه کتاب توضیح داد و گفت: این طرح مرتبط است با تخفیفی که کتاب فروشی ها به خریداران می دهند. در این طرح بیش از ۸۰۰ کتاب فروش عضو هستند و برای خریداران کتاب در کتاب های عمومی حدود ۲۰ درصد و برای کتاب های کودک ۲۵ درصد تخفیف قائل می شوند. البته این تخفیف ها تا سقف ۱۰۰ هزار تومان خرید است.
در ادامه برنامه رضا حاجی آبادی مدیر انتشارات هزاره ققنوس گفت: اتفاقاتی که در حوزه فرهنگ افتاده بیشتر به این جهت است تا مردم با کتاب آشتی کنند. زمانی حمایت از ناشران بود و به آنها یارانه می دادند و حالا وزارت ارشاد از خوانندگان کتاب به عنوان آخرین حلقه چرخه تولید کتاب، حمایت می کند.

وی مشکل را در نبود کتاب خوب دانست و گفت: شیوه ها و طرح های مختلفی که تا به حال برای آشتی دادن مردم با کتاب انجام شده است، متاسفانه خروجی بزرگی نداشته است و احتمالا مشکل از ابتدای فرآیند تولید کتاب است یعنی کتاب خوب که به درد مردم بخورد توسط نویسندگان تالیف نمی شود، توسط ناشران انتشار پیدا نمی کند و توسط کتاب فروشان فروخته نمی شود.
مدیر انتشارات هزاره ققنوس به مدت اجرای طرح تابستانه کتاب اشاره کرد و گفت: این طرح ۲۵ روزه است و مردم می توانند کتاب هایی که مدنظر دارند را تهیه کنند.
وی در پایان گفت: این اتفاق در سال گذشته نیز اجرا شد اما بیشتر افراد کتابخوان از آن استقبال کردند ولی باید تلاش خود را کنیم تا همه مردم را به کتابخوانی تشویق کنیم. بهتر است دولت این حمایت ها را از کتاب و کتابخوانی انجام دهد تا مردم و ناشران، نتیجه بهتری را شاهد باشند.

نوشته ای از مدیر سایت