بهمن ۱۰

جلسه ششم- دنیای اسلام ، دنیایی دایر است نه بایر

ششمین  نشست از سلسله کارگاه‌های مطالعه موضوعی نهج‌البلاغه (تعریف ها و باز تعریف ها) عصر روز دوشنبه ۹ بهمن ماه با سخنرانی استاد ابوالقاسم حسینجانی در محل دفتر انتشارات هزاره ققنوس برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی انتشارات هزاره ققنوس ابوالقاسم حسینجانی نویسنده ، شاعر و پژوهشگر معاصر در این کارگاه با تبریک میلاد حضرت محمد(ص) به حدیث نبوی  «الدنیا مزرعه الاخره » اشاره کرد و گفت: تعریف اسلام ، پیامبر و حضرت علی از زندگی دنیایی برای همه‌ی مردم یک دنیای خوب،اقتصادی و دایر است نه دنیایی پر از رنج و مشکلات اقتصادی و در واقع بایر.

قرآن برای هدایت همه‌ی مردم جهان

بنابر این گزارش، حسینجانی در ابتدای این نشست ضمن تبریک میلاد پیامبر اسلام با اشاره به آیه ۱۸۵ سوره بقره «شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی للناس » گفت: قرآن برای هدایت همه‌ی مردم جهان آمده است. به عبارت دیگر قرآن باید انسان را نجات دهد و قرآنی که نتواند انسان ساز باشد و آدم را نجات دهد قرآن نیست. همان کاغذ پاره هایی است که در جنگ صفین بر سر نیزه شد.

دنیای اسلام ، دنیایی دایر است نه بایر

وی سپس با اشاره به دعای مشهوری که در آیه ۲۰۱ سوره بقره آمده یادآور شد: وقتی به ما گفته شده هنگام دعا بگوییم « ربنا آتنا فی الدنیا حسنه وفی الآخره حسنه وقنا عذاب النار» یعنی اول باید دنیای ما ساخته شود تا بتوانیم آخرتی خوب داشته باشیم. اگر دنیای خوب و آبادی نداشته باشیم آخرتمان هم خوب ساخته نمی شود. باید بگویم جهان خراب و پر از مسکین و گدا و فقیر ، جهان اسلامی نیست. اسلام به هیچ عنوان دنیای فقر و نداری را توصیه نمی کند.

وقتی پیامبر عظیم الشان اسلام می فرماید «الدنیا مزرعه الاخره » یعنی از نگاه ایشان دنیا برای همه‌ی مردم یک دنیای خوب،اقتصادی و دایر است نه دنیایی پر از رنج و مشکلات اقتصادی و در واقع دنیایی بایر.

از راه دروغ نمی توان نجات یافت.

حسینجانی در ادامه با اشاره به هدف بعثت که در حدیث نبوی آمده  اضافه  کرد:  رسول اکرم صلى الله علیه و آله می فرماید «إنَّما بُعِثتُ لاُتَمِّمَ مَکارِمَ الخلاقِ؛»براستى که من براى به کمال رساندن مکارم اخلاق مبعوث شده ام[۱]. این بدان معناست که همه‌ی هدف بعثت اخلاق است.

حال باید پرسید این مکارم اخلاق کدام است. شاید اولین کار اخلاقی به ذهن ما می رسد راستگویی باشد که پیامبر آن را راه نجات انسان می داند«النجاه فى الصدق ». حرف من اینست که با این حدیث و شیوه و سیره زندگی حضرت رسول و علی(ع) باید تاکید کنیم که از راه دروغ نمی توان نجات یافت.

پیامبر در جایی دیگر به مولا می گوید«یا عَلىُّ اصدِق وَإِن ضَرَّکَ فِى العاجِلِ فَإِنَّهُ یَنفَعُکَ فِى الآجِلِ وَلاتَکذِب وَإِن یَنفَعکَ فِى العاجِلِ فَإِنَّهُ یَضُرُّکَ فِى الآجِلِ؛ اى على راست بگو اگر چه در حال حاضر به ضرر تو باشد ولى در آینده به نفع توست و دروغ نگو اگر چه در حال حاضر به نفع تو باشد ولى در آینده به ضرر توست.»[۲]

در همین رابطه است که امیر مومنان در خطبه  ۸۶ نهج البلاغه می گوید« اَلصّادِقُ عَلى شَفا مَنجاهٍ وَکَرامَهٍ وَالکاذِبُ عَلى شُرُفِ مَهواهٍ وَمَهانَهٍ؛راستگو در آستانه نجات و بزرگوارى است و دروغگو در لبه پرتگاه و خوارى.»

یادمان باشد بزرگترین راستگوی جهان از ازل تا  ابد خداوند بلندد مرتبه است که همیشه در آخر هر تلاوت قرآن آن را تکرار می کنیم «‌راست گفت خدای بلند مرتبه» و این یعنی فقط آدم‌های کوچک و حقیر و ضعیف هستند که دروغ می‌گویند.

یک مانیفست جهانی برای نجات مردم

این شاعر و پژوهشگر معاصر سپس به  دعایی که در ماه رمضان و بعد از هر نماز خوانده می شود اشاره کرد و  از آن بعنوان یک منشور و مانیفست جهانی برای نجات مردم و جامعه یاد کرد و گفت : در این دعا می گوییم

اَللّهُمَّ اَدْخِلْ عَلى‏ اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ،

بارالها ! بر ساکنانِ قبرها شادمانی و سرور خود را فرو ببر.

یعنی اسلام و پیامبر اسلام  که حتی مرده ها  را با نشاط می‌خواهد مگر می‌تواند زنده ها را غمگین ببیند. بعد می خوانیم :

أَللَّهُمَّ أغنِ کُلَّ فَقِیرٍ

بارالها !  همه‌ی محتاجان ، بی نیاز کن .

أَللَّهُمَّ أشبِع کُلَّ جائِعٍ

بارالها !  همه‌ی گرسنگان سیر گردان .

أَللَّهُمَّ اکسُ کُلَّ عُریَانٍ

بارالها ! همه‌ی برهنگان را بپوشان  .

أَللَّهُمَّ اِ قضِ دَینِ کُلِّ مَدِینٍ

بارالها !  همه‌ی بدهی ِ بدهکاران اَدا کن .

أَللَّهُمَّ فَرِّج عَن کُلِّ مَکروبٍ

بارالها ! همه‌ی گرفتاران را آسوده و راحت نما

أَللَّهُمَّ رُدَّ کُلَّ غَرِیبٍ

بارالها ! همه‌ی غریبان را  بازگردان

أَللَّهُمَّ فُکَّ کُلَّ أَسِیرٍ

بارالها ! ا همه‌ی سیران را آزاد گردان

می بیند در ادامه هیچ استثنایی قائل نمی‌شود و برای همه‌ی فقرا، گرسنگان ، برهنگان، بدهکاران، گرفتاران، بیماران  و حتی همه‌ی اسیران دربند دعا می کند و از خداوند می‌خواهد به آنها کمک کند.

در بخش آخر دعا نیز از خدا می‌خواهد حال ما را خوب کند.

أَللَّهُمَّ غَیِّر سُوءَ حَالِنَا بِحُسنِ حَالِکَ

بارالها !  حالِ بدِ ما را به حالِ نیکویت تغییر ده .

اسلام دینی است که آمد تا حال مردم جامعه اسلامی را خوب کند و شادی و سروری ابدی برای آنها به ارمغان آورد.

خداوند مقام معلمی خود را دوست دارد

حسینجانی در انتهای جلسه  با اشاره  دو آیه  از آیات قرآن در سوره های الرحمن  و طه گفت:

در بتدای سوره الرحمن می خوانیم

الرَّحْمَنُ (١)عَلَّمَ الْقُرْآنَ (٢)خَلَقَ الإنْسَانَ (٣)

آوردن کلمه الرحمن و تقدم آموزش قرآن به خلقت انسان یعنی خداوند با مهربانی خودش آموزش می دهد. به عبارت دیگر خداوند متعال دوست دارد اول معلم باشد تا خالق و حتی خالق بود  را برای معام بودن دوست دارد.

در آیه‌ی ۵ سوره طه می خوانیم :

الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى (۵)

خداوند مهربانی که بر عرش مسلط است. (۵)

ببیندید در اینجا هم که از سلطه پروردگار بر عرش سخن به میان می آید ، صفت رحمانیت خدا ابتدا آمده است.  حرف من و برداشت من از این آیات اینست که با زور و قدرت و جنگ نمی توان دنیا را گرفت بلکه با مهربانی می توان جهان را گرفت و بر آن استیلایی یافت.

برای گرفت دنیا با از دل ها عبور کنیم نه از مرز ها .


[۱] .(کنزالعمال،ج۱۳، ص۱۵۱، ح۳۶۴۷۲)

[۲] میراث حدیث شیعه، ج۲، ص۱۷، ح

نوشته ای از مدیر سایت

دی ۲۷
پنجمین  نشست از سلسله کارگاه‌های مطالعه موضوعی نهج‌البلاغه (تعریف ها و باز تعریف ها) عصر روز دو شنبه ۲۵ دی  ماه با سخنرانی استاد ابوالقاسم حسینجانی در محل دفتر انتشارات هزاره ققنوس برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی انتشارات هزاره ققنوس ابوالقاسم حسینجانی نویسنده ، شاعر و پژوهشگر معاصر در این کارگاه با بیان این مطلب که نهج‌البلاغه در واقع کارگاه نظریه پردازی است با نگاه به حکمت شماره ۳۱  به بررسی و واکاوی تعریف ایمان و عمل صالح از دیدگاه حضرت علی (ع) در نهج‌البلاغه پرداخت.
بنابر این گزارش، حسینجانی در ابتدای این نشست به بیان چکیده ای از چهار نشست قبلی پرداخت و نهج‌البلاغه را  به عنوان منبعی غنی برای تعریف ها و باز تعریف ها در حوزه دین و فرهنگ و اجتماع دانست و گفت: در جلسه اول و دو جلسه بعدی بیشتر در خصوص نقد و نقدپذیری و نوع دینداری خود حرف زدیم . اینکه این دینداری چقدر به مبدا مختصات ما که همان  قرآن و حضرت علی(ع) بعنوان یک انسان قرآنی می‌باشد نزدیک است. به بیان دیگر از نظر ما حضرت علی (ع) بعنوان نمونه یک انسان قرآنی می‌تواند مبدا مقتصات زندگی ما باشد.
در جلسه اول به مسئله عمل و جهل پرداختیم. گفتیم علم جستجو گری حقیقت در بستر واقعیت ها است. باید گفت بسیاری از داشته های امروز ما و حال فعلی ما؛ با نگاه امیر مومنان ، امام حسین و پیامبر اعظم فاصله  زیادی دارد. گاهی اوقات نه تنها فاصله داریم بلکه بسیاری اوقات تناقص داریم . این تناقص را حتی در تعریف علم و جهل می‌بینیم.
حضرت رسول (ص) در نهج الفصاحه مردم را به دو دسته تقسیم می‌کند و می‌فرماید مردم  یا مومن هستند یا جاهل، با این تعبیر در واقع ما انسان مومن جاهل نداریم. به بیان دیگر دین جهل، همان کفر است.این تاکید دین است با این تعریف عالم  کسی است که موضع او درست باشد. درواقع کسی که می‌داند و کار و موضع او چیز دیگری است ، جاهل است.با این تعریف است که باید گفت در جامعه جاهل به دین و ایمان نمی رسیم و جامعه جاهل همان جامعه کفر است
آن آدمی که از چتر خود در هنگام باران استفاده نمی‌کند، انگار که – اصلا- چتری ندارد؛ و همین طور آن  آدمی که علمش به مرحله‌ی عمل نمی‌رسد، انگار که علمی ندارد! جاهلیتِ امروزی، بیشتر بیهوده دانستن است، بعنی دانایی‌هایی که عملیاتی نمی‌شوند، و یا امکان عملیاتی شدن را ؛ به هیچ وجه ندارند.
این شاعر و پژوهشگر معاصر سپس به پیمان خداوند با علمان اشاره کرد و گفت: مولا در خطبه  سوم نهج‌البلاغه  که به شقشقیه‏  معرف است دلیل قبول حکومت را سه شرط حضور مردم ،اتمام حجت بر ایشان و بالاتر از همه پیمان خداوند با دانشمندان و آگاهان جامعه برای عدم سکوت در برابر ستمگران می‌داند.
اَما وَ الَّذى فَلَقَ الْحَبَّهَ، وَبَرَاَ النَّسَمَهَ،
هان! به خدایى که دانه را شکافت؛ انسان را پدیدار کرد
لَوْلا حُضُورُ الْحاضِرِ،
اگر حضور مردمان،
وَ قیامُ الْحُجَّهِ بِوُجُودِ النّاصِرِ،
و تمام بودن حجت بر من به خاطر وجود یاران و یاوران نبود،
وَ ما اَخَذَ اللّهُ عَلَى الْعُلَماءِ اَنْ لایُقارُّوا عَلى کِظَّهِ ظالِم وَ لاسَغَبِ مَظْلُوم،
و اگر نبود آن عهدى که خود خدا از دانشمندان گرفته ست، تا که در برابر شکمبارگى ستمگران و گرسنگى ستمدیده‌گان سکوت نکند و خفقان نگیرند؛
لاََلْقَیْتُ حَبْلَها عَلى غارِبِها، وَ لَسَقَیْتُ آخِرَها بِکَاْسِ اَوَّلِها، وَ لاََلْفَیْتُمْ دُنْیاکُمْ
دهنه‌ی شتر حکومت را برکوهانش مى انداختم، و انتهای زمامداری را با همان پیمانه‌ی خالى ابتدای آن سیراب مى کردم!
حسینجانی سپس با اشاره به وضع موجود جهان تاکید کرد این سرگرانی ها و بی تصمیمی های بشر امرورز  بدلیل جهالتی است که انسان را در بر گرفته. در واقع کسی که به ایمان که همان آرامش و امنیت حاصل از دانایی است نرسیده باشد، نمی تواند عمل صالح و بجا انجام دهد. در بزرگی ها و نگاه های بزرگ است که می توان به نتیجه رسید. عمل صاح عملی است که شما را نجات می دهد.
این پژوهشگر دینی همچنین با اشاره به خاصیت پرسشگری انسان گفت: در تعریف سوال(اگر درست طرح شده باشد ) باید گفت سوال در واقع چیزی است که تو را به راه حل نزدیک می کند.
خداوند در آیه  ۱۸۶ سوره بقره می فرماید وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی
وقتی بندگان من مرا از تو مپرسند بگو که من حتما ( به همه ) نزدیکم ،
پس تمام ارزش یک انسان به مقدار و بزرگی سوال اوست. هر سوال را باید از فرد خاصی پرسید . شما برای پرسیدن یک نشانی به بقال محل مراجعه می کنید ولی قطعا یک مسئله و فرمول ریاضی علمی دقیق را از او نمی پرسید. برای حل آن فرمول پیچیده ریاضی شما به یک فرد متخصص و استاد دانشگاه مراجعه می‌کنید. در همین رابطه می توان ادعا کرد که دعا همان سوال بزرگی است که از هیچ کس ، جز خدا نمی توان پرسید.قرآن خودش را چراغ راه همه‌ی مردم جهان می‌داند و لذا ما هم باید مسئله همه مردم جهان را مطرح کنیم.
حسینجانی در ادامه با اشاره به داستان حضرت موسی گفت: روش اولیای خدا برای حل مشکل همواره اینطور بود که آن مشکل را توسعه دادند و بزرگ کردند طوری که آن مشکل تبدیل به یک دغدغه جهانی شده است.
ببینید هنگامی که قرآن می خوانیم راستگویی خداوند را با بزرگی او می آوریم و می گوییم  صدق الله العلی العظیم یا صدق الله العظیم یعنی خدای بزرگ راست گفت. پس برای اینکه دروغ نگوییم باید بزرگ شویم و برای بزرگ شدن باید رها شویم به اندازه شعاع حرکتی خود از بعد مکی خودمان خارج شویم.
وی سپس از هجرت بعنوان جرات سازی برای جریان سازی یاد کرد و افزود: در هجرت بعد مکی انسان که یک نقطه کوچک اما مرکزی است با شعاعی به بزرگی مکه تا مدینه گسترش می یابد. در واقع هجرت شعاع حرکتی ما از بعد مکی به بعد مدنی است. بی تردید تا مهاجر نشویم و از بعد مکی خود خارج نشویم نخواهیم توانست انصار را پیدا کنیم.
در داستان حضرت موسی مادر آن حضرت طبیعتا باید برای حل مشکل خودش فرزندش را مخفی می‌کرد اما خداوند عالم به او گفت: نترس فرزندت را رها کن. ما هم در زندگی اجتماعی اگر باور داریم که یک موسی در وجود خود داریم باید نترسیم و آن را رها کنیم. به عبارت دیگر آنهایی که از هجرت می‌ترسند آن موسی درونی را ندارند و یا باور ندارند آنچه در آنها وجود دارد، موسی است.
داستان ما هم از دو حال خارج نیست  یا موسی نداریم و  یا داریم ، پس اگر باور داریم که موسی‌ای داریم باید جرات داشته باشیم و او را رها کنیم . کسانی که از چالش می‌ترسند خودشان را باور ندارند.
وی سپس از هجرت بعنوان جرات سازی برای جریان سازی یاد کرد و افزود: در هجرت بعد مکی انسان که یک نقطه کوچک اما مرکزی است با شعاعی به بزرگی مکه تا مدینه گسترش می یابد. در واقع هجرت شعاع حرکتی ما از بعد مکی به بعد مدنی است. بی تردید تا مهاجر نشویم و از بعد مکی خود خارج نشویم نخواهیم توانست انصار را پیدا کنیم.
کسی که جرات دارد می تواند جریان ساز باشد به کلامی دیگر کسانی که از چالش می ترسند خودشان را باور ندارند.
در ادامه این نشست آقای حسینجانی با اشاره به حمکت شماره ۳۱ نهج‌البلاغه و تعریف ایمان از نگاه مولا گفت: حضرت امیر ایمان را در این حکمت توصیف  نمی‌کند بلکه یک تعریف تحلیلی و منطقی و عمیق از آن اریه می‌دهد.در این حکمت ما به تعریف دقیق و عمیق مفاهیم دیگری نظیر صبر، یقین، عدل ، جهاد ، امر به معروف و… خواهیم رسید.
ایشان سپس نمودار و نقشه مفهومی این حکمت نهج‌البلاغه را اینگونه ترسیم کرد.

پنجمین  نشست از سلسله کارگاه‌های مطالعه موضوعی نهج‌البلاغه (تعریف ها و باز تعریف ها) عصر روز دو شنبه ۲۵ دی  ماه با سخنرانی استاد ابوالقاسم حسینجانی در محل دفتر انتشارات هزاره ققنوس برگزار شد.به گزارش روابط عمومی انتشارات هزاره ققنوس ابوالقاسم حسینجانی نویسنده ، شاعر و پژوهشگر معاصر در این کارگاه با بیان این مطلب که نهج‌البلاغه در واقع کارگاه نظریه پردازی است با نگاه به حکمت شماره ۳۱  به بررسی و واکاوی تعریف ایمان و عمل صالح از دیدگاه حضرت علی (ع) در نهج‌البلاغه پرداخت.بنابر این گزارش، حسینجانی در ابتدای این نشست به بیان چکیده ای از چهار نشست قبلی پرداخت و نهج‌البلاغه را  به عنوان منبعی غنی برای تعریف ها و باز تعریف ها در حوزه دین و فرهنگ و اجتماع دانست و گفت: در جلسه اول و دو جلسه بعدی بیشتر در خصوص نقد و نقدپذیری و نوع دینداری خود حرف زدیم . اینکه این دینداری چقدر به مبدا مختصات ما که همان  قرآن و حضرت علی(ع) بعنوان یک انسان قرآنی می‌باشد نزدیک است. به بیان دیگر از نظر ما حضرت علی (ع) بعنوان نمونه یک انسان قرآنی می‌تواند مبدا مقتصات زندگی ما باشد.در جلسه اول به مسئله عمل و جهل پرداختیم. گفتیم علم جستجو گری حقیقت در بستر واقعیت ها است. باید گفت بسیاری از داشته های امروز ما و حال فعلی ما؛ با نگاه امیر مومنان ، امام حسین و پیامبر اعظم فاصله  زیادی دارد. گاهی اوقات نه تنها فاصله داریم بلکه بسیاری اوقات تناقص داریم . این تناقص را حتی در تعریف علم و جهل می‌بینیم.  حضرت رسول (ص) در نهج الفصاحه مردم را به دو دسته تقسیم می‌کند و می‌فرماید مردم  یا مومن هستند یا جاهل، با این تعبیر در واقع ما انسان مومن جاهل نداریم. به بیان دیگر دین جهل، همان کفر است.این تاکید دین است با این تعریف عالم  کسی است که موضع او درست باشد. درواقع کسی که می‌داند و کار و موضع او چیز دیگری است ، جاهل است.با این تعریف است که باید گفت در جامعه جاهل به دین و ایمان نمی رسیم و جامعه جاهل همان جامعه کفر است آن آدمی که از چتر خود در هنگام باران استفاده نمی‌کند، انگار که – اصلا- چتری ندارد؛ و همین طور آن  آدمی که علمش به مرحله‌ی عمل نمی‌رسد، انگار که علمی ندارد! جاهلیتِ امروزی، بیشتر بیهوده دانستن است، بعنی دانایی‌هایی که عملیاتی نمی‌شوند، و یا امکان عملیاتی شدن را ؛ به هیچ وجه ندارند.این شاعر و پژوهشگر معاصر سپس به پیمان خداوند با علمان اشاره کرد و گفت: مولا در خطبه  سوم نهج‌البلاغه  که به شقشقیه‏  معرف است دلیل قبول حکومت را سه شرط حضور مردم ،اتمام حجت بر ایشان و بالاتر از همه پیمان خداوند با دانشمندان و آگاهان جامعه برای عدم سکوت در برابر ستمگران می‌داند.اَما وَ الَّذى فَلَقَ الْحَبَّهَ، وَبَرَاَ النَّسَمَهَ،هان! به خدایى که دانه را شکافت؛ انسان را پدیدار کردلَوْلا حُضُورُ الْحاضِرِ،اگر حضور مردمان،وَ قیامُ الْحُجَّهِ بِوُجُودِ النّاصِرِ،و تمام بودن حجت بر من به خاطر وجود یاران و یاوران نبود،وَ ما اَخَذَ اللّهُ عَلَى الْعُلَماءِ اَنْ لایُقارُّوا عَلى کِظَّهِ ظالِم وَ لاسَغَبِ مَظْلُوم،و اگر نبود آن عهدى که خود خدا از دانشمندان گرفته ست، تا که در برابر شکمبارگى ستمگران و گرسنگى ستمدیده‌گان سکوت نکند و خفقان نگیرند؛لاََلْقَیْتُ حَبْلَها عَلى غارِبِها، وَ لَسَقَیْتُ آخِرَها بِکَاْسِ اَوَّلِها، وَ لاََلْفَیْتُمْ دُنْیاکُمْدهنه‌ی شتر حکومت را برکوهانش مى انداختم، و انتهای زمامداری را با همان پیمانه‌ی خالى ابتدای آن سیراب مى کردم!حسینجانی سپس با اشاره به وضع موجود جهان تاکید کرد این سرگرانی ها و بی تصمیمی های بشر امرورز  بدلیل جهالتی است که انسان را در بر گرفته. در واقع کسی که به ایمان که همان آرامش و امنیت حاصل از دانایی است نرسیده باشد، نمی تواند عمل صالح و بجا انجام دهد. در بزرگی ها و نگاه های بزرگ است که می توان به نتیجه رسید. عمل صاح عملی است که شما را نجات می دهد.این پژوهشگر دینی همچنین با اشاره به خاصیت پرسشگری انسان گفت: در تعریف سوال(اگر درست طرح شده باشد ) باید گفت سوال در واقع چیزی است که تو را به راه حل نزدیک می کند.خداوند در آیه  ۱۸۶ سوره بقره می فرماید وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی  وقتی بندگان من مرا از تو مپرسند بگو که من حتما ( به همه ) نزدیکم ،پس تمام ارزش یک انسان به مقدار و بزرگی سوال اوست. هر سوال را باید از فرد خاصی پرسید . شما برای پرسیدن یک نشانی به بقال محل مراجعه می کنید ولی قطعا یک مسئله و فرمول ریاضی علمی دقیق را از او نمی پرسید. برای حل آن فرمول پیچیده ریاضی شما به یک فرد متخصص و استاد دانشگاه مراجعه می‌کنید. در همین رابطه می توان ادعا کرد که دعا همان سوال بزرگی است که از هیچ کس ، جز خدا نمی توان پرسید.قرآن خودش را چراغ راه همه‌ی مردم جهان می‌داند و لذا ما هم باید مسئله همه مردم جهان را مطرح کنیم.حسینجانی در ادامه با اشاره به داستان حضرت موسی گفت: روش اولیای خدا برای حل مشکل همواره اینطور بود که آن مشکل را توسعه دادند و بزرگ کردند طوری که آن مشکل تبدیل به یک دغدغه جهانی شده است. ببینید هنگامی که قرآن می خوانیم راستگویی خداوند را با بزرگی او می آوریم و می گوییم  صدق الله العلی العظیم یا صدق الله العظیم یعنی خدای بزرگ راست گفت. پس برای اینکه دروغ نگوییم باید بزرگ شویم و برای بزرگ شدن باید رها شویم به اندازه شعاع حرکتی خود از بعد مکی خودمان خارج شویم.
وی سپس از هجرت بعنوان جرات سازی برای جریان سازی یاد کرد و افزود: در هجرت بعد مکی انسان که یک نقطه کوچک اما مرکزی است با شعاعی به بزرگی مکه تا مدینه گسترش می یابد. در واقع هجرت شعاع حرکتی ما از بعد مکی به بعد مدنی است. بی تردید تا مهاجر نشویم و از بعد مکی خود خارج نشویم نخواهیم توانست انصار را پیدا کنیم.
در داستان حضرت موسی مادر آن حضرت طبیعتا باید برای حل مشکل خودش فرزندش را مخفی می‌کرد اما خداوند عالم به او گفت: نترس فرزندت را رها کن. ما هم در زندگی اجتماعی اگر باور داریم که یک موسی در وجود خود داریم باید نترسیم و آن را رها کنیم. به عبارت دیگر آنهایی که از هجرت می‌ترسند آن موسی درونی را ندارند و یا باور ندارند آنچه در آنها وجود دارد، موسی است.داستان ما هم از دو حال خارج نیست  یا موسی نداریم و  یا داریم ، پس اگر باور داریم که موسی‌ای داریم باید جرات داشته باشیم و او را رها کنیم . کسانی که از چالش می‌ترسند خودشان را باور ندارند.وی سپس از هجرت بعنوان جرات سازی برای جریان سازی یاد کرد و افزود: در هجرت بعد مکی انسان که یک نقطه کوچک اما مرکزی است با شعاعی به بزرگی مکه تا مدینه گسترش می یابد. در واقع هجرت شعاع حرکتی ما از بعد مکی به بعد مدنی است. بی تردید تا مهاجر نشویم و از بعد مکی خود خارج نشویم نخواهیم توانست انصار را پیدا کنیم.کسی که جرات دارد می تواند جریان ساز باشد به کلامی دیگر کسانی که از چالش می ترسند خودشان را باور ندارند.در ادامه این نشست آقای حسینجانی با اشاره به حمکت شماره ۳۱ نهج‌البلاغه و تعریف ایمان از نگاه مولا گفت: حضرت امیر ایمان را در این حکمت توصیف  نمی‌کند بلکه یک تعریف تحلیلی و منطقی و عمیق از آن اریه می‌دهد.در این حکمت ما به تعریف دقیق و عمیق مفاهیم دیگری نظیر صبر، یقین، عدل ، جهاد ، امر به معروف و… خواهیم رسید.ایشان سپس نمودار و نقشه مفهومی این حکمت نهج‌البلاغه را اینگونه ترسیم کرد.

ایمان چهار پایه دارد

۱- صبر

۱-شوق ( اشتیاق)

۲-شفق(هراس ، پروا ، نگرانی)

۳-زهد(بی میلی، وارستگی)

۴-ترقب(چشم در راهی،انتظار ، مرگ آگاهی)

۲- یقین

۱- تَبْصِرَهِ الْفِطْنَهِ (بینش زیرکانه ، هوشمندی)

۲- تَأَوُّلِ الْحِکْمَهِ(دریافت حکیمانه واقعیت ها ، ریشه یابی)

۳- مَوْعِظَهِ الْعِبْرَهِ(پند پذیری، پند گرفتن از رخدادهای روزگار)

۴- سُنَّهِ الْأَوَّلِینَ(تجربه پذیری ، پیمودن راه درست پیشینیان)

۳- عدل

۱- غَائِصِ الْفَهْمِ(ژرف اندیشی، فکری ژرف اندیش)

۲- غَوْرِ الْعِلْمِ(واکاوی و کنکاش علمی،دانش عمیق و به حقیقت رسیده)

۳- زُهْرَهِ الْحُکْمِ(روشن کردن داوری و حاکمیت

۴- رَسَاخَهِ الْحِلْمِ(استواری در شکیبایی

۴- جهاد

۱- الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ(امر به معروف

۲- النَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ(نهی از منکر

۳- الصِّدْقِ فِى الْمَوَاطِنِ(راستی و درسیتی در همه حال

۴- شَنَآنِ الْفَاسِقِینَ(دشمنی با فاسقان

ین شاعر و پژوهشگر سپس  به بیان مفهوم صبر از نگاه حضرت علی(ع) پرداخت و گفت : «شوق» و «شفق»
در واقع همان اشتیاق بهشت و پروا از جهنم است . کسی که از آتش پروا داشته باشد ،‌از کارهای بد اجتناب می‌کند.
در این نگاه «زهد » یعنی کسی که زهد بورزد گرفتاری های دنیا را کوچک و ساده می انگارد. همانطور که حضرت زینب در ترسیم واقعه عاشورا گفت من چیزی جز زیبایی ندیدم.
« ترقب » همان چشم به راهی مرگ است. به عبارت دیگر کسی که چشم به راه مرگ است تا می‌توند کار خوب انجام می دهد. در این نوع نگاه می‌گوییم شاید فرصت بینهایت نداشته باشیم اما می توانیم بینهایت کار خوب انجام دهیم.

نوشته ای از مدیر سایت

دی ۲۷

به گزارش روابط عمومی انتشارات هزاره ققنوس : چهارمین نشست از سلسله کارگاه‌های مطالعه موضوعی نهج‌البلاغه با سخنرانی ابوالقاسم حسینجانی، نویسنده و پژوهشگر عصر روز  دو‌شنبه ۱۱دی‌ماه، در محل انتشارات هزاره ققنوس برگزار شد.

بنابر این گزارش، حسینجانی در ابتدای این نشست به بیان سخنانی درباره  اهمیت قرآن و مطالعه مفهومی این کتاب آسمانی پرداخت و گفت: قرآن مردمی ترین کتاب روی زمین است و من برای این ادعا، استدلال دارم. قرآن خودش را «هدی للناس» می خواند. ناس در تعریف قرآن، شامل همه ی مردمان از مسلمان و غیر مسلمان و از کوچک و بزرگ است.در تعریف لغت ناس از دیدگاه قرآن، می توانیم زمین ناپذیری و زمان ناپذیری مردم را ببینیم. قرآن خود را برای ناس و برای مردم هدایت می نامند. لذا برنامه‌ریزی‌های ما و رفتارهای ما باید طوری باشد که مخاطب قرآن، همه‌ی مردم جهان باشند و هر کس در این میان فیلتری بگذارد که مانع این ارتباط جهانی شود، حتما مرتکب گناه شده است.

قرآن برای همه مردم هدایت است. قرآن نقشه راهی برای سعادت همه ی مردم جهان است با همین نگاه است که  در  سوره حج خداوند می فرماید:« یا ایها الناس اتقوا ربّکم الذی خلقکم من نفس واحده». ظاهرا حج برای مسلمین واجب است، اما چرا در این آیه، مورد خطاب ناس و مردم قرار گرفته‌اند؟ اگر قرار است که مکه و خانه‌ی کعبه مرکز جغرافیایی زمین و مرکز هستی و انسان باشد، این مرکز باید به نحوی برایش برنامه‌ریزی کرد و طوری آن را عملیاتی نمود که بتواند از این مرکز، شعاع ها و دایره هایی کشیده شود که همه ی مردم جهان نجات پیدا کنند. این نگاه قرآن در این زمینه است، یک نگاه وحدت گرایانه، انسانی و جهانی مبتنی بر جذب همه.

این پژوهشگر سپس با اشاره به سوره والعصر گفت: برخی مفسران تلاش داشته اند کلمه عصر را به یک دوره زمانی خاص  مثل عصر نبوت، عصر رسالت، عصر قیامت پیوند بزنند که البته نیازی هم نبوده است. از دیدگاه من همانطور که یک شیشه عطر چکیده، دستاورد و نتیجه یک باغ گل است والعصرهم  چکیده  و نتیجه جهان است که خداوند به آن قسم می‌خورد. می‌گوید قسم به زمان که انسان در زیان و خسران است. یعنی همه در یک زیانکاری هستند و نتوانسته اند زمان خود را مدیریت کنند. به عبارتدیگر از دست دادن زمان یکی از اصلی‌ترین زیان‌های انسان است.

حسینجانی در خصوص مفهوم تقوا در آیه والعصر گفت: بعد از آن قسم به زمان که خداوند اعلام می‌کند همه‌ی انسان‌ها در زیان هستند یک شرط و استثنا می‌گذارد و می‌فرمایید بجز آنهایی که ایمان دارند و عمل صالح انجام می‌دهند. حال باید این ایمان و عمل صالح را تعریف کنیم.

هدف ما از برگزاری این کارگاه‌های مطالعه موضوعی با رویکرد اصلی تعریف‌ها و بازتعریف‌ها همین است که به تعریفی تازه از مفاهیم دینی برسیم . با این نگاه می‌خواهیم ببینیم مفهوم ایمان چیست؟در این سوره می‌خوانیم فقط کسانی عمل صالح انجام می‌دهند که کار و کارکرد آنها از فیلتر ایمان گذشته باشد.

این محقق و پژوهشگر در خصوص تعریف ایمان گفت:  ایمان از جنس آرامش و امنیت است. ریشه کلمه ایمان همان «امن» است که از آن ایمان ، امنیت، مومن و… مشتق می‌شود. می‌دانید که یکی از اسماء خدا «مومن»است(که در آخر سوره حشر آمده ). ایمان به هیچ عنوان ایستا و ساکن نیست بلکه مفهومی  پویا است.

وی در ادامه با اشاره به خطبه ۱۵۶ نهج البلاغه به باز تعریف ایمان و عمل صالح از دیدگاه نهج البلاغه پرداخت و گفت: عمل صالح یعنی چیزی که نسل را و عصر را نجات دهد با این تعبیر شاید آنهایی که مثلا قرآن چاپ و رایگان توزیع می‌کنند ،  این فعالیت را عمل صالح ندانیم. وقتی خداوند به حضرت نوح می‌گوید پسر تو عمل صالح نیست ، یعنی با عمل صالح می‌توان انسان را اهل و اهلی کرد.

عمل صالح پیاده سازی ایمان در مرحله کاربردی است. عمل صالح باید بتواند وضعیت انسان را عوض کند.

عْلَمُوا عِبادَاللّهِ، اَنَّ التَّقْوى دارُ حِصْن عَزیز، وَالْفُجُورَ دارُ حِصْن ذَلیل، لا یَمْنَعُ اَهْلَهُ، وَ لا یُحْرِزُ مَنْ لَجَاَ اِلَیْهِ. اَلا وَ بِالتَّقْوى تُقْطَعُ حُمَهُ الْخَطایا، وَ بِالْیَقینِ تُدْرَکُ الْغایَهُ الْقُصْوى.

بندگان خدا، بدانید تقوا قلعه اى محکم و نفوذناپذیر است، ولى گناه حصارى پست است که اهلش را از خطرات نگاه نمى دارد، و کسى را که به آن پناه برده حفظ نمى کند. آگاه باشید که با تقوا زهر خطرناک گناه قطع شود، و با یقین منتها درجه مقصود به دست آید.

با این تعبیر می‌توان گفت تقوا در واقع مدیریت هوشمندانه زمان(مدیریت بر خویشتن) است.

اِنَّ اَوْلِیاءَ اللّهِ هُمُ الَّذینَ نَظَرُوا اِلى  باطِنِ الدُّنْیا اِذا نَظَرَ النّاسُ اِلى ظاهِرِها، وَ اشْتَغَلُوا بِآجِلِها  اِذَا اشْتَغَلَ النّاسُ بِعاجِلِها، فَاَماتُوا مِنْها ما خَشُوا اَنْ   یُمیتَهُمْ، وَ تَرَکُوا مِنْها ما عَلِمُوا اَنَّهُ سَیَتْرُکُهُمْ، وَ رَاَوُا اسْتِکْثارَ غَیْرِهِمْ مِنْهَا اسْتِقْلالاً، وَ دَرَکَهُمْ لَها فَوْتاً. اَعْداءُ ما سالَمَ النّاسُ، وَ سِلْمُ ما عادَى النّاسُ. ِهِمْ عُلِمَ الْکِتابُ وَ بِهِ عَلِمُوا، وَ بِهِمْ قامَ الْکِتابُ وَ بِهِ قامُوا. لایَرَوْنَ مَرْجُوّاً فَوْقَ ما یَرْجُونَ، وَلا مَخُوفاً فَوْقَ  ما یَخافُونَ.

اولیا خدا آنانى هستند که به باطن دنیا   نظر کردند وقتى که مردم به ظاهرش نگریستند، و به فرداى آن مشغول شدند  وقتى مردم به امروزش پرداختند، پس از دنیا می‌راندند آنچه را که مى ترسیدند   آنان را بمیراند، و رها کردند آنچه را که دانستند به زودى آنان را رها نماید،  بسیارخواهىِ دیگران را از دنیا کم یافتند، و یافتنشان را از دنیا از دست دادن دیدند.  دشمنند آنچه را که مردم با آن آشتى هستند، و آشتى اند آنچه را که مردم با آن دشمنند.  قرآن به آنان دانسته شد و آنان به قرآن دانستند، کتاب به آنان برپاست و آنان هم به کتاب برپایند.    امیدى فوق آنچه امید دارند، و بیمى بالاتر از آنچه بیم دارند نـمـى بـیـنـنـد.

اگر می خواهیم تکلیف دین مان را روشن کنیم قبل از آن باید تکلیف دنیامان را روشن کنیم. نمی شود

نمی شود دنیا نداشت و دین داشت. اگر قرار بود انسان ها از دنیا صرف نظر کنند خود خدا اینکار را میکرد. و این مرحله را حذف می کرد. پس دنیا لازم بوده که خلق شده و لازمه تکامل درک دنیاست. در قرآن می‌گویید«ربنا آتنا فی الدنیا حسنه» و بعد آن می‌گویید « و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار. » یعنی اگر در دنیا به حسنه نرسیدید غیر ممکن است در آخرت به آن برسید .

ایشان در ادامه با اشاره به کلمات قصار ۱۳۱ و بیان داستان مرد اعرابی که تنفر خود را از دنیا پیش حضرت اظهار کرده بود به تعریف دنیا زا نگاه نهج البلاغه پرداخت و گفت: حضرت علی(ع) از خوبی های دنیا اینطور تعریف می‌کند
اِنَّ الدُّنْیا دارُ صِدْق لِمَنْ صَدَقَها، وَ دارُ عافِیَه لِمَنْ فَهِمَ عَنْها، وَ دارُ غِنًى لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْها، وَ دارُ مَوْعِظَه لِمَنِ اتَّعَظَ بِها مَسْجِدُ اَحِبّاءِ اللّهِ
همین دنیا خانه راستی هاست(تو دروغ می‌گویی) و خانه سلامت و درستی  است برای دنیا شناسان
، و خانه بی نیازی است برای کسانی که می‌توانند توشه بردارند ، و دنیا یک اندرزگاه و پندگاه است ، و مسجد دوستان خداست.

نوشته ای از مدیر سایت

دی ۲۷

در این نشست که با حضور جمعی از محققان و علاقه‌مندان حوزه عاشورا برگزار شده بود، ابوالقاسم حسینجانی، نویسنده و عاشورا‌پژوه و سید‌علی‌محمد رفیعی نویسنده و پژوهشگر حوزه دین و ادبیات به عنوان کارشناس و سمیرا سرخان‌زاده به عنوان کارشناس مجری حضور داشتند.

رفیعی در ابتدا با بیان آیات ۲۱ و ۲۲ سوره آل عمران به عنوان بارزترین آیه قرآن در معرفی قیام امام حسین(ع) و رخداد عاشورا گفت: بدون شک همه مسلمانان اعم از اهل سنت و شیعیان به قیام امام حسین(ع) علیه خلیفه مستبد زمانه خود متفق‌القولند؛ آن چیزی که در مورد تحریفات و خرافه‌گویی‌های حوزه ادبیات عاشورا مطرح است، انحرافاتی در بیان ابعاد زندگانی امام‌حسین(ع)، ماجرای و پیام عاشورا و اهداف قیام امام حسین (ع) است.

وی افزود: منشا بیشتر تحریفات، مستندات کهنی هستند که بعد از انتقال به منابع دسته دوم و سپس منابع دسته چندم وارد آثار تجسمی و غیرتجسمی ما به ویژه آثار ادبی و مکتوب نیز شده‌اند.

رفیعی با اشاره به نگاه سنتی شیعه مبنی بر قیام امام حسین(ع) به عنوان نجات‌دهنده انسان‌ها از جهل و گمراهی گفت: پاسخ به پرسش‌های مربوط به مقوله انسانیت و این‌که در برابر رخ داد‌های مختلف چه باید کرد از اهداف قیام عاشوراست.

وی در ادامه، بدعت‌گریزی را از ضرورت‌های مقابله با تحریفات و گزافه‌گویی عنوان کرد و گفت: تحریفات موجب به وجود آمدن بدعت و در نهایت ایجاد رویه و سنت می‌شود و به عنوان راه  و روش در زندگانی انسان‌ها که برگرفته از دانش و مطالعه است مورد استفاده قرار می‌گیرد.

این پژهشگر دینی با بیان این مطلب که تحریف‌زدایی و اشاره به تحریفات، اقدامی جدید نیست، بیان کرد: آثار متعددی همچون «حماسه حسینی» اثر استاد مرتضی مطهری و «لؤلؤ و المرجان» اثر حاج میرزا حسین نوری که به تحریفات مطالب روضه‌خوانان اشاره دارد،  بازگوی این مطلب است که توجه به تحریفات و گزافه‌گویی‌ها به‌ویژه در بیان ادبیات عاشورا بیش از هر چیز دارای اهمیت است.

کارشناس حوزه دین و ادبیات در ادامه نشست به بازگو کردن برخی نمونه‌های شایع از تحریفات ادبیات عاشورا پرداخت و گفت: ماجرای فطروس فرشته که به عنوان نجات یافته از مجازات الهی در آثار مکتوب مطرح است و همچنین داستان غلام سیاه امام حسین(ع) در واقعه‌ عاشورا، برخی تحریفات حوزه ادبیات عاشورا و زندگانی امام است که متاسفانه در ادبیات نوشتاری و شفاهی ما روز به روز در حال گسترش است.

رفیعی در پاسخ به سوال مجری برنامه مبنی بر این‌که چه ابزاری می‌تواند در تشخیص تحریفات و خرافه‌گویی‌ها موثر باشد، گفت: با توجه به تاکیدات دینی به مقوله مطالعه و کسب علم، می‌توان گفت مطالعه دقیق و عالمانه، ابزاری در تشخیص تحریفات است؛ چرا که آگاهی جز از طریق مطالعه به وجود نمی‌آید و فرد با مطالعه دقیق و  داشتن قدرت قیاس و تشخیص  می‌تواند به درست و یا غلط بودن هر روایتی پی ببرد.

وی افزود: این در حالی است که بیشتر تحریفات از طریق انتقال مفاهیم به صورت شفاهی رواج پیدا کرده است.

رفیعی در پایان با اشاره به این مطلب که موضوعات مکتوبات حوزه عاشورایی، بیشتر در توصیف کمی، مکانی و جغرافیای حادثه عاشورا و ابعاد قیام امام حسین(ع) خلاصه شده است، اظهار کرد: ادبیات آگاهی‌بخش، ادبیات اعتراض و ادبیات مقاومت از  مباحثی است که باید در حوزه ادبیات عاشورایی و بیان اهداف اصلی قیام امام حسین(ع) از آن‌ها بهره گرفت.

همچنین حسینجانی در ادامه این نشست با اشاره به چرایی شکل‌گیری تحریفات و گزافه‌گویی‌ها در حوزه عاشورا گفت: این موضوع ریشه در جدی نگرفتن مقوله نقد و بررسی و تحلیل آثار مکتوب دارد. جامعه‌ای که نقدگریز باشد دچار جهل و جهالت و در نهایت دچار تحریف و جعل می‌شود.

وی افزود: نقد با آفرینش انسان شروع شده و در طول زندگی با آن همراه بوده است. نقد و تحلیل است که موجب می‌شود عقل انسان به جمع‌بندی درستی از رویداد‌های اطرافش برسد.

این شاعر آیینی، با بیان این مطلب که زمانی می‌توان مطلبی را به صورت شفاف و درست بیان کرد که مورد نقد و بررسی قرار گرفته شود، گفت: هر پدیده‌ای که مورد توجه و اهمیت برای انسان شود و انسان با آن هماهنگ و همسو شود به نوعی دستخوش تحریف و تغییرات می‌شود.

حسینجانی افزود: نهضت انسان‌ساز کربلا و قیام امام‌حسین(ع) از این مبحث مستثنی نبوده و با گذشت زمان و ورود افراد گوناگون به حوزه نقالی، بررسی و کتابت، همانند بسیاری از حوادث تاریخی دست‌خوش تغییرات و تحریفات متعدد شده است.

این عاشوراپژوه با بیان این مطلب که واقعه عاشورا یکی از ارکان و اصلی دین اسلام و به ویژه ارکان اعتقادی شیعه است، گفت: حماسه عاشورا برای مقابله با بدعت‌ها و  تحریف‌هایی که در دین صورت گرفته بود شکل گرفت و متاسفانه در طول زمان، روایت‌های این حماسه  خود دچار تعریف و تغییر شد.

وی اظهار کرد: در سال‌های اخیر با توجه به برخی آثار منتشر شده، شاهد این هستیم که میزان تحریفات و نیز خرافه‌گویی‌ها و گزافه‌گویی‌ها درباره این واقعه روز‌به‌روز در حال افزایش است که این امر ریشه در نگاه گاه محافظه‌کارانه برخی عالمان و سیاستگذاران دارد.

حسینجانی بیان کرد: اگر خیلی شفاف و به دور از برخی تعصبات به وضعیت ادبیات عاشورایی و ابعاد قیام امام حسین(ع) نگاه کنیم می‌توان خیلی راحت برخی از تحریفات و خرافه‌گویی‌ها را تشخیص داد.

وی در ادامه با بیان ابعاد برخی از کتاب‌های حوزه عاشورا که به صورت جاهلانه و برخوردار از مطالب خرافه‌گویی به نگارش در آمده‌اند، گفت: متاسفانه در اغلب آثار منتشر شده در حوزه ادبیات عاشورا و موضوعات مرتبط با آن شاهد استفاده از یک سری ضوابط نادرست و نابرابری با اصل قیام امام حسین(ع) و اهداف آن هستیم که عزت قیام و ارزش آن را نفی می‌کند.

پژوهشگر حوزه دین با اشاره به وظایف نویسندگان به عنوان رسولان جامعه در مواجه با تحریفات و خرافه‌گویی‌ها گفت: تشخیص و شناسایی عمل صالح مبنی بر این‌که بیان چه مطلبی درست و نادرست است میسر نمی‌شود مگر این‌که بازگشت به عقل مورد توجه قرار گیرد و با عقل، نقل را نقد کنیم.

حسینجانی افزود: همچنین نویسندگان می‌توانند افزون بر کارشناسی و ساختار‌سازی، به بازپیرایی مسایل خود بپردازند و اگر خواهان تولید آثار زیبا و اثربخش هستند، باید با استفاده از مقوله بازپیرایی به خرافه‌زادیی و گزافه‌زدایی اقدام کنند.

این عاشوراپژوه در پایان سخنان خود، شجاعت، آگاهی، هم‌اندیشی و بهره‌مندی از عرفان درک به جای عرفان ترک را از ویژگی‌های نویسندگان برای دوری از تحریفات عنوان کرد و گفت: نویسندگان باید مطالبشان را همسو و هم‌جهت با نیاز مردم به نگارش در آوردند نه این‌که با تمایلات و علایق مخاطبانشان به تالیف و تحریر بپردازند.

این نشست در ادامه نشست هایی است که  توسط انتشارات هزاره ققنوس و در دفتر این انتشارات با عنوان مطالعه موضوعی نهج البلاغه  در حال برگزاری است.

علاقه‌مندان برای ثبت نام  و شرکت  در این کارگاه  می‌توانند با شماره تلفن ۸۸۳۱۷۸۳۲ تماس بگیرند و  یا به نشانی تهران، خیابان انقلاب، بین دروازه دولت و فردوسی، خیابان رامسر، پلاک یک، واحد ۵، انتشارات هزاره‌ ققنوس مراجعه کنند

نوشته ای از مدیر سایت

دی ۲۷

امام حسین (ع) برای کشتن و یا کشته شدن حرکت نکرد، قیام او برای از بین بردن جاهلیت بود و نه جاهل. با این نگاه کربلایک زمین نیست بلکه زمینه‌ای است برای تمام حرکت‌های حق‌طلبانه که با هدف از بین بردن جهل به وجود آمده‌اند.

به گزارش روابط عمومی انتشارات هزاره ققنوس به نقل از خبرگزاری قرآن (ایکنا) : هم‌زمان با آغاز ماه محرم و ایام عاشورا و تاسوعای حسینی، کارگاه مطالعه موضوعی نهج‌البلاغه با عنوان «عاشورا؛ کارگاه عملیاتی نهج‌البلاغه» با سخنرانی ابوالقاسم حسینجانی، نویسنده و پژوهشگر شب پنج‌شنبه ۲۵ آبان‌ماه، در محل انتشارات هزاره ققنوس برگزار شد.

بنابر این گزارش، حسینجانی در این نشست به بیان سخنانی درباره جنبه‌های نظری قیام اباعبدالله الحسین (ع) از نگاه نهج‌البلاغه و موضوعاتی چون اندیشه آفرینی و فکر آفرینی در نهج‌البلاغه پرداخت و نیز تعریف‌ها و باز تعریف‌های مفاهیمی چون مرگ و حیات، حق و باطل، عزت و ذلت و… را در مکتب عاشورای حسینی مورد بررسی و تبیین قرار داد.

حیات و مرگ در نهج‌البلاغه

وی در بخشی از سخنان خود در تشریح معنای حیات و مرگ از منظر امام علی (ع) پرداخت و گفت امام (ع) در بخشی از خطبه ۵۱ نهج‌البلاغه خطبه می‌فرمایند: «فَالْمَوْتُ فى حَیاتِکُمْ مَقْهُورینَ، وَالْحَیاهُ فى مَوْتِکُمْ قاهِرینَ. »مرگ شما در حیات دشمن است و زندگی شما در پیروزی بر دشمن بر مبنای این کلام تمام کسانی که دیگران برای آنان تصمیم می‌گیرند، مستعمره‌اند و حیات واقعی آن است که ولو آن که جان دهیمم اما مانع فکری نداشته باشیم. به عبارت دیگر آن‌هایی زنده‌اند که تمام موانع فکری را از میان بردارند.

این محقق و پژوهشگر در بخشی از سخنان خود با اشاره به این که بسیاری از تعاریف مفاهیم مطرح شده در دانشنامه‌ها و فرهنگنامه‌های ما در باب حق و باطل، مرگ و حیات و … در حقیقت علم نیستند و نیاز به باز تعریف دارند، عنوان کرد: بر اساس تعالیم امام علی (ع) در نهج‌البلاغه، علم همان عمل است و هرکس که چیزی را می‌داند و عملیاتی نمی‌کند، عیناً جاهل است؛ «لاتَجْعَلُوا عِلْمَکُمْ جَهْلاً، وَ یَقینَکُمْ شَکّاً. اِذا عَلِمْتُمْ فَاعْمَلُوا، وَ اِذا تَیَقَّنْتُمْ فَاَقْدِمُوا. » (حکمت ۲۷۴). آن حضرت فرمود: دانش خود را جهل، و یقینتان را تردید قرار ندهید.زمانى که دانستید عمـل کنید، و هرگاه یقین کردید اقـدام نمایید.

باز تعریف منکر و معروف

حسینجانی با اشاره به کلام امام حسین (ع) «ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر» درباره فلسفه قیام خویش عنوان کرد: معروف به معنای تعریف شده و منکر به معنای چیزی است که برای ما ناآشناست از نگاهی دیگر معروف یعنی تعریف شده و منکر یعنی ناشناخته مثلاً دروغ یک فعل و عمل ناشناخته برای انسان است.؛ عاشورای حسینی آمده بود تا جلوی تحریف اسلام را بگیرد، اما به دلیل بدفهمی‌هایی که از آن شد، خود تحریفاتی پیدا کرد؛ چه اینکه برای مثال در چنین روزی دقیقاً در خود بین‌الحرمین مراسم قمه‌زنی میلیونی اتفاق می‌افتد!

شاید خیلی از ما نمی‌دانیم پرچم سیاه و روضه خواند تنها کاری بود که در خفقان ایجاد شده توسط حاکمان زمان از دست امامان ما بر می‌آمد. اما اکنون همین حداقل کار برای ما شده است اولویت اصلی و آن کار اصلی که برداشتن موانع فکری است را فراموش کرده‌ایم.

با این نگاه وقتی می‌گوییم زینب عقیله بنی هاشم باید بدانیم داریم از زنی حرف می‌زنیم که عاقل‌ترین فرد بنی هاشم است. این زن بعنوان عاقل‌ترین فرد بنی هاشم همراه با ابی عبدالله به کربلا آمده و در مجلس یزید آن سخنرانی تأثیر گذار را انجام می‌دهد.

شاید به تعبیری بتوان گفت همین بدفهمی‌هاست که سبب شده فلسفه حرکت و قیام امام حسین از ریل و شبکه حرکتی خود خارج شده. بر این اساس همان‌طور که قطار خارج از ریل و شبکه حرکتی خود قطار نیست، امام حسین (ع) خارج شده از شبکه حرکتی خود دیگر آن امام حسین (ع) واقعی نیست.

همان‌طور که نمی‌توان با قطاری که به سوی جهنم می‌رود به بهشت رفت در حکمت یزید هم نمی‌توان مسلمان ماند.

وی با بیان اینکه امام حسین (ع) برای احیای حق و عمل بدان قیام می‌کنند، با اشاره به قسمتی از سخنان آن حضرت درباره سبب قیامشان اظهار کرد: امام می‌فرمایند: «ألا ترون إلی الحق لا یعمل به و الی الباطل لا یتناهی عنه»؛ حال باید دید معنای حق از منظر قرآن چیست که مطابق گفتار نورانی امام (ع) متروک مانده است. مطابق بیان قرآن (رعد/۱۷) حق چیزی است که به درد «ناس» یعنی همه مردم جهان بخورد و اگر به درد همه مردم نخورد، حق نیست.

اسلام توده‌ای‌ترین مکتب روی زمین است

این نویسنده و محقق با اشاره به مثال قرآن در آیه شریفه ۱۷ از سوره رعد درباره حق و باطل و تشبیه آن‌ها به آب و کفی که هنگام جاری شدن باران شدید و سیلاب به وجود می‌آید تصریح کرد: بر مبنای این مثل قرآنی حق به معنای آرامش است و چیزی است که برای همه مردم جهان مفید است و کسانی که حق را محدود و مقید تعریف می‌کنند، یا اشتباه می‌کنند و یا خطا و عنادی دارند. اسلام و قرآن توده‌ای‌ترین مرام و مکتب روی زمین است و هیچ کس در هیچ جای تاریخ چنین تعریفی از حق ارائه نکرده است.

مرگ و شهادت از منظر حضرت سیدالشهداء (ع)

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به مفهوم مرگ و شهادت از منظر حضرت سیدالشهداء (ع) بیان کرد: شهادت مدیریت مرگ از سوی انسان‌های رسیده و واصل است و آنان با مدیریت مرگ خود می‌خواهند زندگی دیگران را هم معنا کرده و نجات دهند. امام (ع) خود تصریح می‌کنند که «فَإنِّی‌ لاَأَرَی‌ الْمَوْتَ إلاَّ سَعَادَه، وَلاَ الْحَیَوه مَعَ الظَّالِمِینَ إلاَّ بَرَمـًا»؛ امام (ع) مرگ را جز خوشبختی نمی‌بیند و جالب است که از «دیدن» سخن می‌گوید و نه از دانستن.

حسینجانی با بیان این که امام حسین (ع) نه برای کشتن و نه برای کشته شدن حرکت کرده بودند، خاطرنشان کرد: امام (ع) در راه خود از مکه تا کربلا از هر فرصتی برای سخنرانی و تبیین حقایق استفاده می‌کردند و تا سرحد امکان می‌کوشیدند که جنگی صورت نگیرد و هدف ایشان از بین بردن جاهلیت بود و نه جاهل؛ امام (ع) با طرح مسئله عزت و ذلت می‌خواستند به ما بفهمانند که چه کنیم تا با ذلت و خواری زندگی نکنیم و به ظلم تن در ندهیم.

وی ذلت و خواری را همان زندگی در کنار ظلم و اعلام موضع نکردن دانست و با اشاره به ابیاتی چند از اقبال لاهوری گفت: اقبال می‌گوید:

آدم از بی بصری بندگی آدم کرد

گوهری داشت ولی نذر قباد و جم کرد

یعنی از خوی غلامی ز سگان خوارتر است

من ندیدم که سگی پیش سگی سر خم کرد.

تنها با توسعه بهشت می‌توان جهنم را از میان برداشت

این محقق و پژوهشگر با تأکید بر این که امام حسین (ع) برای کشتن و کشته شدن نرفته بود، اظهار کرد: بدیهی است که هیچ جنگی پایان دهنده جنگ دیگر نیست و با پلشتی نمی‌توان پلشتی را از بین برد و تنها از راه توسعه بهشت می‌توان جهنم را از میان برداشت؛ چنان که قرآن کریم می‌فرماید: «إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَات» (هود/۱۱۴).

ما قناعت را به جنبه مصرفی زندگی تعریف می‌کنیم؛ بدین معنا که قناعت آن است که به هر آنچه که داری بسازی! اما معنای تولیدی و حقیقی قناعت آن است که به هیچ‌کس وابسته نباشی و چشمت به دست دیگران نباشد و این در اصطلاح امروزی به معنای استقلال و خودکفایی به کار می‌رود

عرفان علوی و حسینی، عرفان درک و نه ترک دنیاست

وی با اشاره به ضرورت تعریف درست از عرفان حقیقی در پرتو نهضت حسینی عنوان کرد: امام حسین (ع) عارف واقعی است؛ در روز عرفه، دعای عرفه را می‌خواند و اشک می‌ریزد و همین حسین (ع) است که اموال کاروانی را که به قصد شام و برای یزید می‌‌رود، مصادره می‌کند؛ بنابراین عرفان علوی و حسینی، نه عرفان کناره‌گیری و ترک دنیا، بلکه عرفان درک دنیاست.

مردم دنیا از دو دسته بیرون نیستند: یا مؤمنند و یا جاهل

وی با تأکید بر ضرورت اتکای به عقلانیت در اعتقادات و اعمال دینی، به برخی از جلوه‌های تحریف عاشورا از سوی حاکمان، شاعران و روضه‌داران و روضه‌خواران و… اشاره کرد و گفت: پیامبر (ص) در حدیثی فرموده‌اند: «من لا عقل له لا دین له». همچنین ایشان در حدیث دیگری فرموده‌اند که مردم دنیا از دو دسته بیرون نیستند: یا مؤمنند و یا جاهل. بنابراین نمی‌شود نفهمید و به بهشت رسید: «لکل شیء طریق و طریق الجنه العلم».

«حیات طیبه» از نگاه امام علی (ع)

حسینجانی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره ضرورت بازتعریف های مفاهیم دینی گفت: برای نمونه درباره مفهوم «حیات طیبه» تفاسیر و کتاب‌های بسیار نوشته شده است. با این حال در حکمت ۲۲۹ نهج‌البلاغه آمده که از امام علی (ع) درباره معنای حیات طیبه پرسیده می‌شود و ایشان تنها یک کلمه پاسخ می‌دهند: «القناعه».

وی در تشریح این مطلب عنوان کرد: ما قناعت را به جنبه مصرفی زندگی تعریف می‌کنیم؛ بدین معنا که قناعت آن است که به هر آنچه که داری بسازی! اما معنای تولیدی و حقیقی قناعت آن است که به هیچ‌کس وابسته نباشی و چشمت به دست دیگران نباشد و این در اصطلاح امروزی به معنای استقلال و خودکفایی به کار می‌رود.

یادآور می‌شود، هفته پیش نیز کارگاهی با محوریت مطالعه موضوعی نهج‌البلاغه (تعریف‌ها و بازتعریف‌ها)، با سخنرانی ابوالقاسم حسینجانی، روز دوشنبه ۱۵ آبان ماه، در محل انتشارات هزاره ققنوس برگزار شده بود. علاقه‌مندان برای ثبت نام  و شرکت  در این کارگاه  می‌توانند با شماره تلفن ۸۸۳۱۷۸۳۲ تماس بگیرند و  یا به نشانی تهران، خیابان انقلاب، بین دروازه دولت و فردوسی، خیابان رامسر، پلاک یک، واحد ۵، انتشارات هزاره‌ ققنوس مراجعه کنند

نوشته ای از مدیر سایت

دی ۲۶

رضا حاجی‌آبادی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، با اشاره به برگزاری پنجمین نشست از سلسله نشست‌های کارگاه مطالعه موضوعی نهج‌البلاغه گفت: قرار بود جلسه پیشین این سلسله نشست‌ها آخرین نشست آن باشد، اما به دلیل استقبال مخاطبان و درخواست آنان برای ادامه‌دار شدن نشست‌ها تصمیم به برگزاری پنجمین نشست در امروز دوشنبه ۲۵ دی‌ماه ساعت ۱۶ گرفتیم.
وی افزود: ابوالقاسم حسینجانی، نویسنده و پژوهشگر حوزه دین تدریس در این کارگاه را بر عهده دارد.
به اعتقاد مدیر انتشارات ققنوس،  نهج‌البلاغه می‌تواند از مفاهیم اساسی دین مانند ایمان، دین و جهاد بازتعریفی را به ما ارایه دهد. در واقع این نشست‌ها کمک می‌کنند که رهیافت تازه‌ای به نهج‌البلاغه ایجاد شود.
حاجی‌آبادی ادامه داد: جلسه‌های پیشین این سلسله‌نشست‌ها به موضوع عاشورا و ایمان اختصاص داشت. قرار است با توجه به استقبال مخاطبان، این نشست‌ها با سخنرانی ابوالقاسم حسینجانی ادامه یابند.
وی با بیان این‌که برگزاری این نشست‌ها هیچ نفع مادی برای انتشارات هزاره ققنوس ندارد، گفت: هیچ وجهی از شرکت‌کنندگان نشست‌ها دریافت نمی‌کنیم، ضمن این‌که قصد داریم در آینده کارگاه داستان‌نویسی و همچنین «فلسفه به زبان ساده» را نیز در دفتر انتشارات برگزار کنیم.
وی توضیح داد: دکتر عبدالحمید ضیایی مدرس کارگاه فلسفه به زبان ساده خواهد بود. این کارگاه مخاطب عام دارد و می‌کوشد جذابیت‌های فلسفه را برای این مخاطبان شرح دهد. زمان برگزاری این کارگاه هنوز قطعی نیست و در صورت قطعی شدن درباره آن اطلاع‌رسانی می‌شود.

در همین ارتباط ایکنا

نوشته ای از مدیر سایت

آبان ۱۷

ابوالقاسم حسینجانی در کارگاه مطالعه موضوعی نهج‌البلاغه مطرح کرد

نادانی، ناپاکی ست

علاقه‌مندان برای شرکت  در  کارگاه  مطالعه موضوعی نهج‌البلاغه می‌توانند با شماره تلفن ۸۸۳۱۷۸۳۲ تماس بگیرند و یا به نشانی تهران، خیابان انقلاب، بین دروازه دولت و فردوسی، خیابان رامسر، پلاک یک، واحد ۵، انتشارات هزاره‌ ققنوس مراجعه کنند.

کارگاه  یک روزه مطالعه موضوعی نهج‌البلاغه عصر روز دو شنبه ۱۵ آبان ماه با سخنرانی استاد ابوالقاسم حسینجانی برگزار شد.به گزارش روابط عمومی انتشارات هزاره ققنوس  این کارگاه یک روزه با محور مطالعه موضوعی نهج‌البلاغه(تعریف ها و باز تعریف ها) در محل دفتر این انتشارات و با حضور علاقمندان بصورت رایگان برپا شد.

ابوالقاسم حسینجانی نویسنده ، شاعر و پژوهشگر معاصر در این کارگاه با بیان این مطلب که نهج‌البلاغه در واقع کارگاه نظریه پردازی است به بررسی و واکاوی تعریف علم و جهل از دیدگاه حضرت علی (ع) در نهج‌البلاغه پرداخت.

حسینجانی سپس  در باره حکمت ۲۷۴ نهج‌البلاغه  گفت از دیدگاه مولا «جهل، یعنی توقف علم در مرحله عمل» و یا به عبارت دیگر ؛ عملیاتی نشدن علم. او می‌گوید:

لَا تَجْعَلُوا عِلْمَکُمْ جَهْلًا وَ یَقِینَکُمْ شَکّاً إِذَا عَلِمْتُمْ فَاعْمَلُوا وَ إِذَا تَیَقَّنْتُمْ فَأَقْدِمُوا .

«علم»‌تان را «جهل»  و «یقین»تان را «تردید» قرار ندهید. اگر که دانستید، عمل کنید؛ و اگر که  یقین کردید، دست به اقدام بزنید.

آن آدمی که از چتر خود در هنگام باران استفاده نمی‌کند، انگار که – اصلا- چتری ندارد؛ و همین طور آن  آدمی که علمش به مرحله‌ی عمل نمی‌رسد، انگار که علمی ندارد! جاهلیتِ امروزی، بیشتر بیهوده دانستن است، بعنی دانایی‌هایی که عملیاتی نمی‌شوند، و یا امکان عملیاتی شدن را ؛ به هیچ وجه ندارند.

مولا در خطبه شقشقیه‏ دلیل قبول حکومت را حضور مردم ،اتمام حجت بر ایشان و بالاتر از همه پیمان خداوند با دانشمندان و آگاهان جامعه برای عدم سکوت در برابر ستمگران می‌داند.

اَما وَ الَّذى فَلَقَ الْحَبَّهَ، وَبَرَاَ النَّسَمَهَ،

هان! به خدایى که دانه را شکافت؛ انسان را پدیدار کرد

لَوْلا حُضُورُ الْحاضِرِ،

اگر حضور مردمان،

وَ قیامُ الْحُجَّهِ بِوُجُودِ النّاصِرِ،

و تمام بودن حجت بر من به خاطر وجود یاران و یاوران نبود،

وَ ما اَخَذَ اللّهُ عَلَى الْعُلَماءِ اَنْ لایُقارُّوا عَلى کِظَّهِ ظالِم وَ لاسَغَبِ مَظْلُوم،

و اگر نبود آن عهدى که خود خدا از دانشمندان گرفته ست، تا که در برابر شکمبارگى ستمگران و گرسنگى ستمدیده‌گان سکوت نکند و خفقان نگیرند؛

لاََلْقَیْتُ حَبْلَها عَلى غارِبِها، وَ لَسَقَیْتُ آخِرَها بِکَاْسِ اَوَّلِها، وَ لاََلْفَیْتُمْ دُنْیاکُمْ

دهنه‌ی شتر حکومت را برکوهانش مى انداختم، و انتهای زمامداری را با همان پیمانه‌ی خالى ابتدای آن سیراب مى کردم!

که یعنی : از این منظر، آن مسئولی که از وضع معیشت مردم خود مطلع باشد و کاری برای مشکلات اقتصادی آنها نکند جاهل است! چرا که  اگر واقعا علم داشت، آن را عملیاتی می‌کرد.

حسینجانی سپس با اشاره به حکمت ۳۶۶ آنحضرت درباره علم افزود: از نگاه امیرمومنان علم و عمل قرینه هم هستند؛ طوری که هر کس بداند – حتما – عمل هم می‌کند.

الْعِلْمُ مَقْرُونٌ بِالْعَمَلِ، فَمَنْ عَلِمَ عَمِلَ. وَالْعِلْمُ یَهْتِفُ بِالْعَمَلِ، فَاِنْ اَجابَهُ، وَ اِلاَّ ارْتَحَلَ عَنْهُ

علم، قرینه‌ی عمل ست؛ هر که دانست، عمل کرد. علم عمل را فرا می‌خواند، اگر اجابت کند مى ماند، وگرنه از آن کوچ مى کند.؛ که یعنی، هر علم و دانسته و داشته‌یی را که خوب به کار بریم ، حتما آن را  از دست خواهیم داد ….

اصل علم و دانایی، مایه‌ی حیات و پاکی انسان و جامعه جهانی‌ست. نادانی ، ناپاکی‌ست؛ و نمی‌شود انسان و جامعه از دانش و دانایی عبور نکند، اما به پاکی و پاک اندیشی برسد.

این کارگاه  ادبی به صورت خصوصی برگزار می‌شود. علاقه‌مندان برای شرکت  در  کارگاه  مطالعه موضوعی نهج‌البلاغه می‌توانند با شماره تلفن ۸۸۳۱۷۸۳۲ تماس بگیرند و یا به نشانی تهران، خیابان انقلاب، بین دروازه دولت و فردوسی، خیابان رامسر، پلاک یک، واحد ۵، انتشارات هزاره‌ ققنوس مراجعه کنند.

نوشته ای از مدیر سایت

آبان ۱۱

کارگاه  یک روزه مطالعه موضوعی نهج‌البلاغه روز دو شنبه ۱۵ آبان ماه ساعت ۱۵٫۳۰  توسط انتشارات هزاره ققنوس برگزار می‌شود.

علاقه‌مندان برای شرکت  در  کارگاه  مطالعه موضوعی نهج‌البلاغه می‌توانند با شماره تلفن ۸۸۳۱۷۸۳۲ تماس بگیرند و یا به نشانی تهران، خیابان انقلاب، بین دروازه دولت و فردوسی، خیابان رامسر، پلاک یک، واحد ۵، انتشارات هزاره‌ ققنوس مراجعه کنند.

انتشارات هزاره ققنوس در همزمان با ایام عید غدیر کارگاهی یک روزه با محور مطالعه موضوعی نهج‌البلاغه(تعریف ها و باز تعریف ها)  را  با  سخنرانی  استاد ابوالقاسم حسینجانی برگزار می‌کند. حسینجانی در این کارگاه پیرامون جنبه های هنری نهج‌البلاغه و تاثیر آن بر نویسندگان عرب و فارسی زبان و نیز موضوعاتی مثل اندیشه آفرینی و فکرآفرینی در نهج‌البلاغه ُتعریف ها و باز تعریف ها به ایراد سخن خواهد پرداخت.

این کارگاه  ادبی به صورت خصوصی  برگزار می‌شود. علاقه‌مندان برای شرکت  در کارگاه  یک روزه نهج‌البلاغه و هنر نویسندگی می‌توانند با شماره تلفن ۸۸۳۱۷۸۳۲ تماس بگیرند و یا به نشانی تهران، خیابان انقلاب، بین دروازه دولت و فردوسی، خیابان رامسر، پلاک یک، واحد ۵، انتشارات هزاره‌ ققنوس مراجعه کنند.

مدیر روابط عمومی انتشارات هزاره ققنوس با اعلام این مطلب افزود در صورت استقبال علاقمندان از این برنامه تلاش خواهد شد این کارگاه ها تداوم یابد .

ابوالقاسم حسینجانی میاندهی(متولد ۱۳۲۸ -بندر انزلی دارای مدرک کارشناسی ارشد مهندسی برق از دانشکده فنی دانشگاه تبریز )
حسینجانی علاوه بر سرودن شعر، به خاطر آشنایی با زبان‌های انگلیسی و عربی، در حوزه ترجمه نیز فعالیت دارد و در رشته تخصصی خویش آثاری را به زبان فارسی ترجمه کرده است.
در کنار شعر و ترجمه، وی در حیطه نویسندگی نیز به خلق آثار ارجمندی نایل آمده است که تأملات او پیرامون شهید و شهادت و آثاری که او در همین زمینه خلق کرده، همه سرشار از طراوت و تازگی است.
وی در کنار فعالیت‌های ادبی، مسوولیت‌هایی نیز داشته است که از جمله آنها به موارد زیر می‌توان اشاره کرد:
عضو شورای انقلاب اسلامی گیلان، نخستین فرماندار و نماینده منتخب بندر انزلی، سردبیری ماهنامه ارتباطات، عضو هیات داوران جشنواره‌های ادبی کشور، مسوول شورای آموزشی بنیاد نهج‌البلاغه، و….
از جمله آثار می‌توان به مجموعه‌های زیر اشاره کرد:
جغرافیای رازها، دور بهار را نمی توان سیم خاردار کشید، بی‌مرگ مثل صنوبر؛ مقدمه‌ای بر شیطان؛ اگر شهادت نبود؛ حسین، احیاگر آدم؛ در اقلیم خویشتن؛  فراسوی خیال خاکیان؛ عشق کبریت نیست که بی‌خطرش را بسازندو…

نوشته ای از مدیر سایت